على ربانى گلپايگانى

378

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

با بخش نخست كلام مصنف در خاتمه ، سازگار نيست . در هرصورت توضيح اين مطلب در همان‌جا خواهد آمد . دليلى كه در متن بر اثبات اين مدعا ذكر گرديده است ، يكى از دلايل روشن و معروف بر اعتبارى بودن امكان است . در كتب ديگر از جمله اسفار و شرح منظومه دلايل ديگرى هم بر اين مدعا اقامه گرديده است . پرسش و پاسخ : سؤال اين است كه چگونه مىگوئيد : ماهيت منهاى وجود و عدم اعتبار مىشود و در اين اعتبار ، امكان عارض آن مىگردد ؟ و حال آنكه در نفس الامر ، ماهيت يا موجود است و يا معدوم . در نتيجه اگر موجود است همراه با وجوب سابق و لاحق است ، و اگر معدوم است همراه با امتناع سابق و لاحق است ، و در هر صورت مجالى براى امكان نخواهد بود . پاسخ اين است كه اين سخن مستلزم هيچگونه تناقضى نيست ؛ زيرا ماهيت من حيث هى ، با ماهيت متصف به وجود يا عدم متفاوت است ، و امكان وصف ماهيت من حيث هى است ، ولى وجوب يا امتناع وصف ماهيت موجود يا معدوم است ، و شرط تناقض كه وحدت در موضوع است ، فراهم نمىباشد . گواهى بر اصالت وجود : بيان فوق در ميان حكماء معروف است و با آن به پرسش مزبور پاسخ داده‌اند ، و صدر المتألهين پس از نقل اين پاسخ يادآور مىشود كه اين سخن حكماء دليل روشنى بر اصالت وجود است ، و اينكه آنچه مستند به فاعل و جاعل است ، وجود است نه ماهيت ، و ماهيت امكانى به حسب ذات خود هرگز از كتم بطون و خفاء بيرون نيامده و نخواهد آمد و پيوسته در همان پنهانى و بطلان خواهد بود ، و هرگاه ماهيت به حسب ذات متصف به وجود نگردد ، قهرا به هيچ‌يك از كمالات وجودى هم متصف نخواهد گرديد ، بنابراين آنچه بالاصاله متصف به كمالات و آثار وجودى است ، نفس وجود است و ماهيت در اين آثار تابع وجود مىباشد ، و هريك از انحاء و مراتب وجود و هستى مستتبع ماهيتى است كه از آن به