على ربانى گلپايگانى
357
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
لكن ضرورت سابق ، داخل هيچيك از اقسام ياد شده نيست ، به همين خاطر نبايد آن را ضرورت منطقى بشمار آورد ، بلكه « ضرورت فلسفى » ناميده مىشود . چگونه ضرورت مقدم بر وجود است ؟ هرگاه منشاء انتزاع ضرورت ( اعم از سابق و لاحق ) وجود ماهيت است ، چگونه مىتوان تقدم و سبق آن را بر وجود تصور و توجيه كرد ؟ اين سؤال را با سه بيان مىتوان پاسخ گفت : 1 - مقصود از اين تقدم ، تقدم عقلى و رتبى است ، يعنى عقل ، نخست ماهيت را به صورت عريان و برهنه از وجود و عدم ملاحظه مىكند و حكم به امكان او مىنمايد ، آنگاه مساوى بودن نسبت او را به وجود و عدم ملاحظه مىكند و حكم به نياز او به مرجح مىكند ، سپس منشاء اين رجحان و اينكه بايد علت تامه موجود گردد و همهء روزنههاى عدم به سوى ماهيت مسدود گردد تا موجود شود را در نظر آورده و حكم به ايجاب علت و سپس وجوب معلول مىنمايد ، آنگاه وجود و هستى او را تحقق يافته مىيابد « 1 » . همانگونه كه ملاحظه مىگردد در اين تجزيه و تحليل عقلانى ، وجوب ممكن مقدم بر وجود او است « 2 » . در شرح اين سخن مىگوئيم : موجود امكانى را در چهار مرحله مورد مطالعه قرار مىدهيم و از مطالعه آن در هرمرحله وصف خاصى را انتزاع مىكنيم : الف - مطالعه ماهيت آن - وصف امكان كه لازمهء ماهيت است .
--> ( 1 ) مطالعهء ماهيت - حكم به امكان . مطالعهء تساوى ماهيت نسبت به وجود و عدم - حكم به نيازمندى ممكن به مرجح . مطالعه منشاء رحجان وجود - حكم به ضرورت سابق . مطالعهء وجود بالفعل ممكن - حكم به ضرورت لاحق . ( 2 ) حكيم سبزوارى ، شرح منظومه ، مقصد 1 ، فريده 2 ، احكام وجوب غيرى ، ( متن ) .