على ربانى گلپايگانى
350
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ولى برخى از فلاسفه و متكلمان ، اين قاعده را انكار كرده و اصل « اولويت » را پذيرفتهاند . اصالت وجود و بطلان اولويت ذاتى نادرستى نظريهء اولويت ذاتى با توجه به اصل « اصالت وجود » ، از مطالب بديهى بشمار مىروند ، زيرا ماهيت مفهومى است كه از وجود امكانى انتزاع مىشود ، در اين صورت قبل از آنكه وجود از جانب علت افاضه و ايجاد گردد ، ماهيتى نيست تا بگوئيم آن ماهيت به حسب ذات ، اولويت وجود دارد ، حتى اين قضيهء معروف هم كه « الماهية من حيث هى ليست الا هى » و مفاد آن اين است كه ماهيت به لحاظ ذات خود و با قطع نظر از غير ، به جز ذات و ذاتيات چيز ديگرى براى آن ثابت نيست ، اين حكم هم مربوط به مرحله بعد از وجود ماهيت است ، ولى قبل از وجود حتى نمىتوان گفت : « هى هى » و نيز نمىتوان گفت : كه ماهيت مستلزم امكان است و . . . بنابراين مقصود از ثبوت ذات و ذاتيات ماهيت و نيز ثبوت امكان براى آن قبل از وجود ، اين نيست كه قبل از آنكه موجود گردد اين احكام براى او ثابت است ، بلكه مقصود اين است كه پس از آنكه موجود امكانى را به دو حيثيت وجود و ماهيت تحليل مىنمائيم ، وصف امكان يا ذاتيات آن ، بدون در نظر گرفتن وجود براى ماهيت ثابت است و غير از اين دو ، هيچ امر ديگرى براى آن ثابت نيست . با توجه به اين مطلب ، نادرستى اولويت ذاتى مطلبى بديهى است خواه اولويت ذاتى را به اقتضاء ماهيت نسبت به وجود تفسير كنيم ، يا به معنى اولى و اليق بودن وجود براى ماهيت تفسير كنيم چنان كه ميرداماد آن را اين چنين تفسير نموده است ؛ زيرا ماهيت قبل از وجود هيچ ثبوت و شيئيتى ندارد و شايستگى هيچ حكمى را نخواهد داشت . آنچه بيان گرديد حاصلى كلامى است كه صدر المتألهين در اينباره بيان