على ربانى گلپايگانى
342
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
له حالة منتظرة » « 1 » : واجب الوجود بالذات از جميع جهات واجب الوجود است يعنى حالت منتظره براى او متصور نيست . حاصل استدلالى كه در متن بر اين مطلب شده است اين است كه : 1 - اگر آنچه براى واجب بالذات امكان عام دارد ، بالذات براى او واجب نباشد ، قهرا آن صفت براى او ممكن خواهد بود ، و در نتيجه در ذات واجب جهت امكانى راه خواهد يافت . 2 - اين امر با واجب الوجود بالذات سازگار نيست ، زيرا هرصفت كمالى از سنخ وجود است و اگر وجود ، براى واجب الوجود بالذات حاصل است ، قطعا اين صفات كمال مفروض هم بالذات براى او حاصل است ، و گرنه واجب الوجود بالذات نخواهد بود . و به عبارت ديگر ، در فصل قبل بيان گرديد كه واجب الوجود ماهيت ندارد ، و با توجه به اينكه ماهيت لازمهء امكان است ، بنابراين محال است كه در واجب الوجود بالذات ، جهت امكانى باشد ، زيرا فرض جهت امكانى در ذات ، مستلزم فرض ماهيت داشتن واجب الوجود است ، وقتى ثابت گرديد كه واجب الوجود ماهيت ندارد ، جهت امكانى هم در ذات او راه ندارد . بر اين مطلب براهين ديگرى هم اقامه گرديده است كه نيازى به ذكر آنها نيست . پاسخ يك اشكال واجب الوجود همانگونه كه صفات حقيقيه مانند علم و قدرت دارد ، صفات اضافيه هم دارد . مانند : خالقيت ، رازقيت ، احياء و اماته . و اين صفات از ذات بما هو انتزاع نمىگردند ، بلكه از مقام فعل و در مقايسه با موجودات امكانى كه افعال بارى
--> ( 1 ) شرح الهداية ، ص 293 . تفاوت اين دو مسأله را بهگونهاى ديگر نيز مىتوان بيان كرد و آن اينكه : مسأله نخست مربوط به امكان ذاتى است ، و هرگونه امكان ذاتى را از واجب الوجود بالذات نفى مىكند ، ولى مسأله دوّم مربوط به امكان استعدادى است ، كه از خصوصيات موجودات مادى است .