على ربانى گلپايگانى
331
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
غير متناهى لازم مىآيد ( و آن هم مانند دور محال است ) . و اگر ملاك تقدم ماهيت واجب بر وجود او ، امر ديگرى غير از ماهيت او است ، در نتيجه وجود واجب معلول غير خود مىباشد و اين امر ( معلول غير بودن ) با وجوب وجود بالذات منافات دارد . با توجه به مطلب ياد شده ، روشن گرديد كه وجوب بالذات ، وصفى است كه از حاق وجود واجب انتزاع مىگردد ، ( زيرا نتيجه مطالب ياد شده ، اين شد كه هستى واجب الوجود ، معلول چيزى نيست و حتى ماهيت هم ندارد ، و وجود صرف و هستى خالص است پس وصف وجوب از مطالعهء وجود خاص او انتزاع مىگردد و ) كاشف از اين است كه وجود واجب صرف و خالص ، در غايت شدت ( و ) غير مشتمل بر جهت عدمى است ، زيرا اگر مشتمل بر چيزى از نيستى باشد ، از كمال وجودى كه نقطه مقابل آن نيستى است محروم خواهد بود ، و در نتيجه ذات او مقيد به عدم آن كمال است ، پس واجب بالذات ( و ) صرف ( وجود ) كه هركمال وجودى براى او است ، نخواهد بود ( و اين خلف فرض است ) . شرح مطالب قبل از بررسى برهانى كه در متن بر نفى ماهيت از واجب الوجود بالذات اقامه گرديده است ، چند مطلب را يادآور مىشويم : الف - تاريخ و موارد طرح اين بحث در فلسفه اين بحث را قدماى ما مانند بو على و فارابى مطرح كردهاند ولى قبل از آن دو هيچ معلوم نيست كه اين مسأله در فلسفه طرح شده باشد . اين مسأله معمولا در دو مورد مطرح مىگردد : 1 - در الهيات بالمعنى الاخص ؛ زيرا اين مسأله در واقع از مسائل مربوط