على ربانى گلپايگانى

281

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

نتيجهء اين مطالعه اين است كه اين امر خاص داراى وجودى است . اكنون ( يادآور مىشويم كه ) وجود اين امر خاص كه وراى موضوع و محمول است ، وجودى مستقل از آن دو كه به عنوان وجود سوّم بشمار آيد و ميان موضوع و محمول به‌طور مستقل تحقق داشته باشد نيست ، و گرنه خود به دو رابط ديگر احتياج دارد كه آن دو رابط ، اين وجود مستقل سوّم را به موضوع و محمول مرتبط سازند و در نتيجه قضيه‌اى كه متشكل از سه جزء فرض شده بود ( موضوع ، محمول ، رابط ميان آن دو ) ، اكنون متشكل از پنج جزء ( موضوع ، محمول ، رابط ميان آن دو ، رابط ميان رابط و موضوع ، رابط ميان رابط و محمول ) مىباشد . ( و هرگاه اين دو وجود رابط هم داراى هستى مستقل باشند ، براى ارتباط آنها به ساير اجزاء قضيه نياز به رابطهاى ديگريست ، و چون قضيه ما از پنج جزء تشكيل گرديده است به نام‌هاى : « الف » ، « ب » ، « ج » ، « د » ، « ه » ، براى ايجاد رابط ميان اين اجزاء پنجگانه ، چهار رابط ديگر لازم است ، 1 - رابط ميان « الف » و « ب » ، 2 - رابط ميان « ب » و « ج » ، 3 - رابط ميان « ج » و « د » ، 4 - رابط ميان « د » و « ه » ) ، پس اجزاء پنجگانه قضيه ، به نه جزء خواهد رسيد و همين‌طور بايد اين مطلب را ادامه داد ( يعنى براى ايجاد ربط ميان اجزاء نه‌گانه قضيه ، هشت رابط لازم است ، و در نتيجه اجزاء قضيه از شماره نه به شمار هفده مىرسد و از ( 17 ) به ( 33 ) و از ( 33 ) به ( 65 ) و همين‌طور تا بىنهايت ادامه مىيابد ، و معناى اين سخن اين است كه هرقضيه از بىنهايت اجزاء تشكيل گرديده است ) و اين امرى باطل و بىاساس است . بنابراين وجود امر سوّم كه وراى موضوع و محمول است قائم به طرفين و موجود در آنها بوده و خارج از آن دو نيست ، و به هيچ‌وجه مستقل از آنها نمىباشد ( به گونه‌اى كه حتى ) معنا و مفهوم مستقلى هم ندارد ( يعنى ذهن نمىتواند آن را منهاى در نظر گرفتن موضوع و محمول ، ملاحظه و مطالعه نمايد ، البته با وصف رابط بودن ، و اگر مستقلا او را در نظر آورد ديگر معناى رابط نخواهد بود ، بلكه معناى مستقل و بر خلاف فرض است ) و اين نوع از وجود را وجود « رابط » مىناميم ، و آنچه بر خلاف