على ربانى گلپايگانى
270
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
شبح به فلاسفه پيشين نسبت داده شده است . 2 - گذشته بر اينكه موجود ذهنى شبح و عكس موجود خارجى است ، فاقد خاصيت حكايت از خارج نيز مىباشد و نفس ، در ادراكات خود پيوسته خطا مىكند ، هرچند اين خطا از نظم خاصى پيروى مىكند و موجب اختلال نظام زندگى انسان نمىگردد ، مثلا هرگاه انسان هميشه رنگ سرخ را به صورت رنگ سبز ببيند در نتيجه پيوسته بر آنچه به رنگ سبز مىبيند آثار رنگ سرخ را بار مىكند « 1 » . در ميان فلاسفه اسلامى ، هيچكس از نظريهء شبح به معناى دوّم طرفدارى نكرده است ، ولى در اروپاى قديم و جديد طرفدارانى داشته است ، سوفسطائيان قبل از ميلاد و ايدهآليستها و شكاكان اروپاى جديد از طرفداران سرسخت اين نظريه مىباشند ، و بررسى آن نيازمند بحثى جداگانه است . 2 - تاريخ پيدايش نظريهء شبح در فلسفه و كلام اكنون بايد ديد نظريه شبح به معناى نخست ، از چه زمانى در فلسفه اسلامى مطرح گرديده و چه كسانى از آن طرفدارى كردهاند ؟ . نظريه شبح در كلام قدماء : قبلا يادآور شديم كه مسألهء وجود ذهنى از مسائل مستحدثه در فلسفه اسلامى است ، بنابراين مقصود از بررسى كلام قدماء مانند فارابى و بو على در اينباره اين نيست كه آن زمان اين مسأله مطرح بوده و ما مىخواهيم ببينيم آنان طرفدار نظريه شبح بودهاند ، يا طرفدار وجود ذات ماهيت اشياء در ذهن ، بلكه مقصود اين است كه ببينيم آنان حقيقت علم را چگونه تفسير كردهاند و تفسير آنها از حقيقت علم با كداميك از نظريات مطرح شده در باب وجود ذهنى مطابقت دارد ؟ . در كلمات آنان واژههايى از قبيل : « صورت » ، « مثال » ، « تمثل » ، « انتقاش » و حتى « شبح » در رابطه با « علم » و ادراك حسّى به چشم مىخورد . ما در اينجا به نقل
--> ( 1 ) نهاية الحكمه ، مرحله ( 3 ) .