على ربانى گلپايگانى
253
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
2 - دليل بر مدعى : و الا لبطلت الحقيقية . 3 - پاسخ به شبههء خصم : و الموجود في الذهن انما هو . . . بنابراين مسألهء وجود ذهنى به صورت يك مسألهء خاص و تحت همين عنوان ، در حدود نيمه دوم قرن ششم هجرى توسط فخر رازى در حوزهء بحثهاى عقلى ( كلامى ) مطرح گرديده و پس از آن به صورت يكى از بحثهاى جنجالى و حادّ ، در كلام و فلسفه اسلامى مورد بحث قرار گرفته است . ب - انگيزه طرح مسأله وجود ذهنى : هرگاه اشارههاى كه در كلمات شيخ و ديگران ، قبل از طرح مستقل مسألهء وجود ذهنى آمده است را مورد توجه قرار دهيم ، مىتوان گفت : انگيزهء طرح آن ، همان ردّ و ابطال نظريه « حال » و ثبوت معدومات بوده است ، ولى با صرف نظر از اين مطلب ، به دست آوردن انگيزه طرح آن ، كار دشوار و چه بسا غير ممكن است . ولى نكتهء قابل توجه در اينجا اين است كه از زمان صدر المتألهين بحث دربارهء وجود ذهنى به عنوان يكى از مباحث عام و تقسيمات اولى وجود بشمار آمد و اين چيزى است كه تعريف فلسفه آن را اقتضاء مىكند ، زيرا فلسفه ، فن و علمى است كه از وجود و احكام كلى و تقسيمات اولى آن بحث مىكند و يكى از اين احكام و تقسيمات ، وجود ذهنى و عينى است ؛ زيرا همانگونه كه وجود و هستى به واجب و ممكن ، علت و معلول ، حادث و قديم و . . . تقسيم مىشود ، به ذهنى و عينى هم تقسيم مىگردد . صدر المتألهين نخستين بحثى را كه در اسفار مطرح كرده است ، بحث دربارهء وجود و اقسام اولى آن است ، چنانكه مىگويد : « المرحلة الاولى : فى الوجود و اقسامه الاولية » آنگاه اين مرحله را به چند منهج تقسيم كرده است : منهج اوّل درباره خود وجود و احكام كلى آن مانند : بداهت مفهوم وجود ، زيادت مفهوم وجود بر ماهيت ، اصالت وجود ، تشكيك در حقيقت وجود و . . . مىباشد . منهج دوّم درباره مواد ثلاث ، وجوب ، امكان ، امتناع ، و منهج سوّم پيرامون وجود ذهنى است .