على ربانى گلپايگانى
236
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
كه مشترك ميان آن دو باشد ( مانند مفهوم شىء ، ) به واسطه اين امر مبهم مشترك تصحيح مىگردد كه آنچه در ذهن موجود گرديده است همان است كه در خارج موجود است ( بنابراين اگرچه موجود ذهنى و خارجى از نظر وجود و ماهيت با يكديگر مباينت دارند ولى هردو تحت عنوان مفهوم شىء مىباشند و مىتوان گفت : آنچه در ذهن است همان شىء است كه در خارج تحقق دارد ) ، همانگونه كه عقل ماده مشترك ميان موجود كائن و موجود فاسد مادى را تصور مىكند ، ( مثلا صورت نطفه فاسد مىگردد و صورت علقه كائن و موجود مىشود ، و عقل ميان اين دو ، ماده يا هيولى را به عنوان امر مشترك تصور مىكند ) « 1 » . در پاسخ سيد سند دو اشكال است : اولا : معناى محصل ( و معقولى ) براى كلام ايشان يعنى متبدل شدن ماهيت و اختلاف حقيقى دو وجود ( ذهنى و خارجى ) ، بنا بر آنچه او آن را پذيرفته است ، يعنى اصالت ماهيت و اعتبارى بودن وجود ، متصور نيست ( زيرا بنا بر اصالت ماهيت ، وجود داراى حقيقت و واقعيتى نيست تا گفته شود آن دو داراى حقيقت مختلف مىباشند ، بلكه وجود مفهومى اعتبارى است كه از ماهيت انتزاع مىگردد ، پس فرض اختلاف وجود ذهنى و خارجى مستلزم فرض اختلاف ماهيت ذهنى و خارجى است ، حاصل آنكه : بنابر اصالت ماهيت وجود ، حكم خاصى از نظر وحدت يا اختلاف حقيقت ندارد . بحث وحدت حقيقت وجود و اختلاف آن مبتنى بر نظريه اصالت وجود است ) « 2 » .
--> ( 1 ) اصطلاح كون و فساد ، متناسب با نظريه منكران حركت جوهرى است ، ولى بر مبناى اصل حركت در جوهر اصطلاح كون و فساد صحيح نيست ، زيرا صورت قبلى فاسد نمىگردد بلكه به صورت كاملتر متبدل مىگردد ، و به اصطلاح خلع و لبس نيست ، بلكه لبس پس از لبس است . تفصيل اين مطلب در مرحله دهم خواهد آمد . ( 2 ) گذشته بر اين مقايسهء امر مبهم مشترك ميان وجود ذهنى و خارجى مانند مفهوم شىء به ماده اولى كه مشترك ميان صورتهاى مختلف و تبدل آنها به يكديگر ، قياس مع الفارق است ، زيرا ماده اولى اگر چه مبهم است ولى داراى بهرهاى از واقعيت عينى است ، و مفهوم شىء و مانند آن يك امر ذهنى است -