على ربانى گلپايگانى

234

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

كيفيت نفسانى است ، اما مقوله خارجى در آن صورت ذهنى باقى نيست ( صورت ذهنى داخل در مقوله خارجى نيست ) ، پس اشكال اندراج صورت ذهنى در دو مقوله ، وارد نخواهد شد . و قبلا اشكال اين نظريه را دانستى ( كه قول به شبح در حقيقت ، انكار علم به خارج است ) . از اين اشكال پاسخهايى داده شده است : 1 - پاسخ فاضل قوشجى و نقد آن : يكى از اين پاسخها ، كلام برخى از آنان ( فاضل قوشجى م / 879 ) است كه گفته است : علم غير از معلوم است ، پس وقتى ماهيتى از ماهيات خارجى در ذهن موجود مىگردد ، دو امر تحقق مىيابد : يكى از آن دو ، همان ماهيت ( موجود در خارج ) است كه با همان ذات و ماهيتى كه در خارج دارد ، در ذهن موجود گرديده است . و اين همان است كه معلوم ( بالذات و در ظرف ذهن ) است . و آن قائم به نفس نمىباشد بلكه قائم به خود مىباشد و حاصل و متحقق در ذهن است ، مانند تحقق يافتن چيزى در زمان و مكان ( بنابراين ذهن نسبت به امر اوّل به منزلهء مكان به شمار مىرود ) و ديگرى صفتى است كه حاصل براى نفس و قائم به آن است كه به واسطه آن جهل از نفس طرد مىگردد و آن علم است و بر اين اساس ، معلوم ( امر اوّل ) ، مندرج در مقولهء و ماهيت خارجى خود مىباشد ، خواه جوهر يا كم باشد و يا غير آن دو و علم ( امر دوّم ) كيف نفسانى است . و در نتيجه دو مقوله در مورد يك امر و يك واقعيت جمع نشده است ، ( بلكه دو امر است و هريك از آنها تحت يك مقوله است ) . اشكالى كه در اين نظريه است ، اين است كه فرض تحقق دو امر بر خلاف آن چيزى است كه به هنگام تحقق علم ، از درون و وجدان خود مىيابيم ؛ زيرا همان صورتى كه به هنگام حصول علم براى ما در نفس پديد مىآيد ، عين آن صورتى است كه جهل را از نفس طرد مىكند و صفت ( نفس ) بشمار مىرود و ما به آن متصف