على ربانى گلپايگانى
196
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
شرح مطالب : آراء و اقوال در مورد اعاده معدوم اعاده معدوم از جمله مسائل مورد اختلاف ميان متكلمان و فلاسفه اسلامى است ، اينك به نقل اقوال و آراء آنان در اينباره مىپردازيم : 1 - فلاسفهء اسلامى بالاتفاق اعادهء عين معدوم را ممتنع مىدانند . 2 - بسيارى از متكلمان اشعرى ، درست نقطهء مقابل فلاسفه قرار دارند ، آنان عدم را به معنى باطل و فانى گرديدن ذات موجود تفسير كرده و قائل به جواز اعاده آن گرديدهاند . 3 - متكلمان معتزلى دو دستهاند ، گروهى از مشايخ آنان اعاده معدوم را ممكن دانستهاند ، و اين نظريه آنان متفرع بر نظريهاى است كه قبلا از آنان در باب معدوم نقل گرديد و آن اينكه آنان براى ماهيات امكانى قبل از وجود قائل به ثبوت و شيئيت هستند و بر اين اساس معتقدند پس از معدوم شدن ، ماهيات آنان بر همان ثبوت قبلى باقى خواهند بود ، و ذات آنان معدوم نشده ، بلكه صفت وجود زائل گرديده است و چون ذات و ماهيت مخصوص به هريك همچنان باقى است ، اعادهء آنها ممكن خواهد بود . 4 - گروهى از متكلمان معتزلى مانند ابو الحسين بصرى و محمود خوارزمى ، اعاده معدوم را ممتنع مىدانند و در تفسير عدم گفتهاند : مقصود از معدوم شدن موجودات اين است كه اجزاء آنان متفرّق مىگردد و از حيّز انتفاع ساقط مىگردند ، نه اينكه به كلى فانى گردند .
--> - موجود گردد ، يا اينكه مرگ ، هم استكمال روح باشد و هم استكمال بدن ، و بدن محشور در قيامت همان بدن دنيوى است كه نوعى استكمال پيدا كرده ، پس انسان با نفس و بدن خود در قيامت دقيقا و عينا همان انسان دنيوى است . [ علامه طباطبائى ( قدس سره ) ]