على ربانى گلپايگانى
16
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مرحلهء نهم بدايه و مرحلهء دهم نهايه مىباشد . 2 - در مرحله نخست دو كتاب كه مسائل كلى وجود بحث شده است در شيوهء بحث تفاوتهايى ديده مىشود ، بسيارى از مطالبى كه در بدايه به عنوان فصل مستقل مطرح شدهاند ، در نهايه به عنوان نتائج و متفرعات يك مطلب كلى عنوان شدهاند و در نتيجه ، فصول دوازدهگانه مرحلهء اوّل بدايه ، در نهايه در پنج فصل مندرج گرديدهاند ، و در عين حال در همين فصول پنجگانه مطالبى مطرح گرديده كه در بدايه نيامده است . مثلا مباحث : « احكام سلبى وجود » « زيادت وجود بر ماهيت » ، « نفس الامر » ، « مساوقت شيئيت با وجود » ، كه هريك در بدايه در فصل مستقلى عنوان شدهاند ، در نهايه از متفرعات بحث اصالت وجود بشمار آمدهاند ، و بحث مربوط به « ملاكات تخصص وجود » ( فصل ششم بدايه ) در نهايه از متفرعات بحث « وحدت تشكيكى وجود » بشمار آمده است ، و مسأله « معدوم مطلق » و « عدم تمايز در اعدام » نيز در نهايه در يك فصل مطرح گرديده است ، و از بحث « بداهت مفهوم وجود » در نهايه ذكرى به ميان نيامده است . 3 - در اكثر مراحل نهاية الحكمه ، مباحث ، مفصّلتر از آنچه در بداية الحكمه است بررسى گرديدهاند ، يعنى اقوال و آراء بيشترى مطرح گرديده ، و علاوه بر اين ، در پارهاى از مسائل ، مطالب عميقترى ذكر شده ، و به اشكالات و اعتراضات ، نيز پاسخهايى دقيقتر داده شده است . دشوارتر بودن فهم مطالب نهاية الحكمه مربوط به همين موارد است ، يعنى سطح مسائل مورد بحث نهايه در برخى از موارد بالاتر از سطح بدايه است ، نه اينكه عبارات نهايه موجزتر از بدايه بوده و موجب صعوبت در فهم مطالب باشد ، بلكه اگر از اين جهت بخواهيم قضاوت كنيم بايد بگوئيم : در رابطه با مسائلى كه در هردو كتاب مورد بررسى قرار گرفتهاند ، غالبا عبارت نهايه گوياتر است و به همين جهت مىتوان از آن براى تبيين عبارات بدايه استفاده كرد . چنانكه مواردى از آن را در همين شرح شاهد خواهيم بود .