على ربانى گلپايگانى
152
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
2 - مفاهيم ماهوى در عين اينكه بيانگر جنبهء فقدان و عدمى مصاديق خود مىباشند ، ناظر به ماهيت و چيستى آنها هستند و در تعريف آنها به كار مىروند ، مثلا مىگوئيم : انسان حيوان ناطق است ، ولى مفاهيم اعتبارى ناظر به ماهيت و چيستى مصاديق خود نيستند ، بلكه ناظر به ويژگى وجودى آنها مىباشند و به همين جهت به عنوان « حد تام » در تعريف مصاديق خود به كار نمىروند ، مثلا در تعريف آتش نمىگوئيم : علت است ، اگرچه آتش ، خصوصيت عليت را دارا است ، لكن اختصاص به آن ندارد و مميز و معرف آن نخواهد بود . اكنون كه مقصود از مفاهيم اعتبارى روشن شد ، مىگوئيم : اين مفاهيم نيز نوعى ثبوت دارند ، يعنى « محكى عنه » آنها از ثبوت برخوردار است ، زيرا همان گونه كه معلوم شد ، « محكى عنه » اين مفاهيم ، مراتب وجود و ويژگىهاى آنها است ، و وجود عين « ثبوت » است . اصولا قسم اوّل ( وجود ) و قسم سوّم ( مفاهيم اعتبارى ) تفاوت جوهرى ندارند ، تفاوت آنها به عموم و خصوص است ، زيرا مفهوم وجود هم از مفاهيم اعتبارى ( معقولات ثانى فلسفى ) است . پس محكى عنه وجود ، مطلق واقعيت و ثبوت عينى است و محكى عنه ساير مفاهيم اعتبارى ، واقعيت و ثبوت عينى خاص يا مرتبهاى از واقعيت عينى است . انواع نفس الامر در قضايا مطالب ياد شده ، مربوط به ثبوت و نفس الامر در باب مفاهيم و تصورات بود ، اكنون بايد بيبنم اقسام و انواع نفس الامر و ثبوت در قضايا چيست ، تا به واسطهء آن صدق و كذب قضايا را تميز دهيم . نخست بايد انواع قضايا را مورد توجه قرار دهيم ، در منطق قضايا « 1 » را به
--> ( 1 ) لازم به يادآورى است كه اين تقسيم مربوط به قضاياى حمليه موجبه است . و ملاك تقسيم ظرف وجود و تحقق موضوع است .