على ربانى گلپايگانى

137

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ترجمه و توضيح : فصل هفتم : احكام سلبى وجود 1 - يكى از اين احكام سلبى اين است كه براى وجود ، « غير » نيست ، و آن به جهت اين است كه منحصر بودن اصالت در حقيقت وجود ، مستلزم بطلان ذاتى « 1 » هرچيزى است كه به عنوان غير و بيگانه براى وجود فرض شود . 2 - و از احكام سلبى وجود اين است كه براى وجود ، ثانى و دوم نيست ، زيرا اصيل بودن حقيقت يكتاى وجود ، و باطل بودن هرچيزى كه به عنوان غير براى وجود فرض شود ، هرنوع خليط و جزء داخل در حقيقت وجود و يا منضم به وجود را از آن نفى مىكند ، پس وجود ، در ذات خود صرف و خالص است ( هيچ خليط و ضميمه‌اى ندارد ) و صرف و خالص هرچيز تثنيه‌بردار و تكرارپذير نيست ، پس هر چه به عنوان دومى براى وجود فرض شود به همان اوّل برمىگردد ، و گرنه بايستى دوّمى از اوّلى به واسطهء امر ديگرى كه داخل يا خارج وجود است ، ممتاز گردد و فرض اين است كه چنين امرى منتفى است ، پس دوّم داشتن وجود ، خلاف فرض است . 3 - و از احكام سلبى وجود اين است كه وجود نه جوهر است و نه عرض . اما اينكه جوهر نيست براى اينكه جوهر ماهيتى است كه هرگاه در خارج موجود گردد ، بدون موضوع موجود مىشود و وجود از سنخ ماهيت نيست . و اما اينكه وجود عرض نيست ، براى اينكه عرض در وجود خود قائم به

--> ( 1 ) مقصود از بطلان ذاتى نفى منشاء اثر بودن چيزى غير از وجود است و با توجه به اصالت وجود هر چيز ديگرى باطل الذات خواهد بود ، بنابراين ثبوت ماهيت كه بواسطهء وجود است نه بالذات و بالعرض است نه بالحقيقه ، به عنوان « غير » براى وجود بشمار نمىرود . البته مقصود غير به لحاظ واقعيت و داراى اثر بودن است نه به لحاظ مفهوم و ذهن .