على ربانى گلپايگانى

119

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مناسبت و ارتباط واقعى بين وجودات نخواهد بود ؛ زيرا طبق اين فرض ، وجودات همه نسبت به يكديگر بيگانه محض هستند و نسبت تمام وجودات با يكديگر متساوى است و آن نسبت متساوى همانا نسبت نداشتن با يكديگر است . و حال آنكه در ميان وجودات ارتباط واقعى و نظام حقيقى در كار است و بعضى از وجودات با بعض ديگر نسبت و رابطه واقعى دارند ، كه آن نسبت و رابطه را با بعضى ديگر ندارند ، در ميان وجودات رابطه على و معلولى در كار است و اين رابطه واقعى است ( نه ذهنى ) ، و حال آنكه طبق نظريه تباين وجودات مىبايست هيچ نسبتى بين آنها در كار نباشد ، پس نظريه تباين وجودات مستلزم انكار قطعى روابط على و معلولى اشياء است « 1 » . مدعاى دوم اين نظريهء اين بود كه حقيقت واحد وجود ، داراى كثرت تشكيكى و مرتبه‌اى است ، دليل بر اين مدعا روشن است و آن همان اختلاف كمالات حقيقى و صفات عينى هستى است كه برخى شديد و برخى ضعيف ، بعضى متقدم و بعضى ديگر متأخر ، پاره‌اى بالقوه و پاره‌اى ديگر بالفعل و . . . مىباشند و اين صفات و آثار عينى از متن هستى خارجى سرچشمه مىگيرند ، بنابراين حقيقت هستى در عين اينكه واحد است ، ولى داراى مراتب مختلف مىباشد . * * *

--> ( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 52 ، در شرح مبسوط منظومه ج 1 ص 231 نيز برهان ديگرى بر اين نظريه اقامه نموده‌اند ، رجوع شود .