السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
98
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
از كارى كه نكردهاى خاطرت را شاد ننمايند كه ستودن فراوان ، خودپسندى آرَد و به سركشى وا دارد . « 1 » و مبادا نكوكار و بدكردار در ديده ات برابر آيد ، كه آن رغبت نكوكار را در نيكى كم كند ، بد كردار را به بدى وا دار نمايد ، و درباره هر يك از آنان ، آن را عهده دار باش كه او بر عهده خود گرفت . « 2 » بدان كه هيچ چيز گمان والى را به رعيت نيك نيارد ، چون نيكى كه در حقّ آنان كند و بارشان را سبك دارد و ناخوش نشمردن از ايشان ، آنچه را حقى در آن ندارد بر آنان . پس رفتار تو چنان بايد كه خوش گمانى رعيت برايت فراهم آيد ، كه اين رنج دراز را از تو مىزدايد و به خوش گمانى تو آن كس سزاوارتر كه از تو بِدو نيكى رسيده و بدگمانىات بدان بيشتر بايد كه از تو بدى ديده . « 3 »
--> ( 1 ) . مطابق نظر ابن ميثم ، اين جمله بخشى از توصيف آن اشخاص استثنايى و مقربانى است كه خيلى نافذ و مؤثرند . به اين معنا كه حاكم بايد اين اشخاص را تحت نظر داشته باشد و آنها را باز دارد كه او ( حاكم ) را تعريف و بىجا او را مدح كند و با گشاده دستى و بى حد و حساب او را خشنود سازند كه جملات و گفتارهاى اشتباه او را درست نشان دهند ، يا به او كارهايى را كه انجام نداده است ، نسبت دهند و يا واردارش كنند كه مقصر و معيوب معرفى شود . سپس ابن ميثم آيه 188 از سورهء آلعمران را شاهد مىآورد : « لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » ؛ اى پيغمبر ! مپندار آنهايى كه به كردار زشت خود شاد مانند و دوست دارند كه مردم به اوصاف پسنديدهاى كه در آنان نيست ، آنها را ستايش كنند . البته گمان مدار كه از عذاب الهى رهايى دارند ، آنها را عذابى دردناك خواهد بود . » . ( 2 ) . آدم خطاكار شايستگى كيفر را دارد و آدم درستكار شايستگى پاداش را . محمد عبده ، ج 3 ، ص 98 . . ( 3 ) . ابن ابى الحديد به دنبال اين جمله ، چنين تفسير مىكند : كسى كه به تو خوبى كند ، به تو اعتماد دارد و آنكه در حقّ تو بدى كند از تو خجل و شرمنده مىشود . به جهت اينكه وقتى كه به كسى خوبى مىكنى و آن را تكرار مىنمايى ، به اين عقيده خواهى رسيد كه او مانند تو است و هر دو با هم برابريد ، و اين عقيده به آنجا مىكشد كه او را دوست داشته باشى . انسان به طور فطرى و طبيعى همانند كسى است كه او را دوست دارد . وقتى او ( برادرت ) را دوست داشته باشى ، آن وقت احساس خواهى كرد كه به او اطمينان دارى و به او اعتماد مىكنى عكس قضيه نيز در مورد بدى و بدكردن چنين است ، شرح نهجالبلاغه ، ج 17 ، ص 47 . .