السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
96
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
دعاى ستمديدگان است و در كمين ستمكاران . و بايد از كارها ، آن را بيشتر دوست بدارى كه نه از حق بگذرد و نه فروماند و عدالت را فراگيرتر بود . « 1 » و رعيت را دلپذيرتر ، كه ناخشنودى همگان ، خشنودى نزديكان را بى اثر گرداند و خشم نزديكان ، خشنودى همگان را زيانى نرساند و هنگام فراخى زندگانى سنگينى بار نزديكان بر والى ، از همه افراد رعيت « 2 » بيشتر است و در روز گرفتارى يارى آنان ، از همه كمتر و انصاف را از همه ناخوشتر دارند و چون درخواست كنند ، فزونتر از ديگران سِتَهَند و هنگام عطا سپاس از همه كمتر گزارند و چون به آنان ندهند ، ديرتر از همه عذر پذيرند و در سختى روزگار ، شكيبايى را از همه كمتر پيشه گيرند وهمانا آنان كه دين را پشتيبانند و موجب انبوهى مسلمانان و آماده پيكار با دشمنان ، عامه مردمانند . پس بايد گرايش تو ، به آنان بود و ميلت به سوى ايشان . و از رعيت آن را از خود دور تر دار و با او دشمن باش كه عيب مردم را بيشتر جويَد كه همه مردم را عيبهاست و والى از هركس سزاوارتر به پوشيدن آنهاست . « 3 » پس مبادا آنچه را بر تو نهان است ، آشكار گردانى و بايد ، آن را كه برايت پيداست بپوشانى ، و داورى در آنچه از تو نهان است با خداى جهان است . پس چندان توانى ، زشتى را بپوشان تا آن را كه دوست دارى بر رعيت پوشيده ماند ، بر تو بپوشاند . گره هر كينه را كه از مردم دارى
--> ( 1 ) . « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » ؛ حتماً خداى تو در كمينگاه كافران است . ( فجر ، آيه 14 ) . ( 2 ) . « اوسطها فى الحق » به اصل نظريه « اعتدال » اشاره دارد . برخى از مفسران آن را به نظريه ارسطوئى « وسط وطرفين » برگرداندهاند . و مَثَل « خير الامور اوسطها » را شاهد مىآورند . توفيق الفكيكى : الراعى و الرعيه ، ج 2 ، ص 108 - 111 ، النجف ، 1940 . . ( 3 ) . بنابه گفته ابن ابى الحديد ، اين جمله بر مبناى آيه قرآنى : « الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ » . البقره ، آيه 268 . او توضيح مىدهد كه مفسران قرآن مىگويند : منظور از « الفحشاء » در اينجا « پَستى و دنائت » است و معناى اينكه شيطان به شما ، وعده فقر مىدهد ، يعنى اينكه تو فقير خواهى شد اگر ثروت خود را بذل و بخشش كنى . ج 17 ، ص 41 . .