السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
73
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
در باب و زمره عدد وارد نمىشود . آيا نمىبينى كه قرآن شريف : كسانى را كه مىگويند مسيحيان خداوند يكى از سه تا است « 1 » ( يك اقنوم از سه اقنوم ) آنها را كافر به حساب مىآورد . معناى دوم اينكه ، گويندهاى بگويد : خداوند يكى از مردم است و او را يك نوع از جنس ، به حساب آورد . « 2 » اين معنا نيز ناروا است ، زيرا اين ، تشبيه است كه خداوند از آن مبرا و منزه است . اما دو معناى ديگر كه در حقّ او رواست : 1 . اينكه خداوند ، يكى است كه در ميان اشيا و موجودات شبيه و نظيرى ندارد . آرى ، خداوند ما ، چنين است . 2 . و ديگر اينكه : خداوند در معنا تك است ؛ يعنى نه قابل تقسيم است نه در هستى ، نه در عقل و نه در وهم و خيال . « 3 » آرى ، خداى ما ، چنين است . « 4 »
--> ( 1 ) . مائده ، آيه 73 : « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ » . مربوط به مشيت الهى درباره سوء برداشت از تثليث مسيحيت . به كتاب : F . Schuon . The Trascendent unity of Religions pp : 40 . . . . ( 2 ) . نوع اول وحدت ، وحدت عددى كه رد شده است اين انديشه كه خداوند ، يك ( در برابر 2 ) خدا است مانند اينكهبگوييم : اين يك گردو ، است . البته اين نوع وحدت مردود است . نوع ديگر وحدت ، وحدت نوعى است . مانند اينكه مىگوييم : اين يك گربه است . معناى اين جمله اين است كه نوعهايى از گربهها وجود دارد . در نظر علامه مجلسى : وقتى گفته مىشود كه اين يك بيزانتين ( Byzantina ) است به اين معنا كه اين نوع انسان است و اين نوعى از انسان هااست ( ص 207 ) اين گفته ، تشبيه است ، زيرا ما خدا را به هر چيزى كه يك است تشبيه مىكنيم ، به اين معنا كه خدا هم يك نوع از اين نوعها است و خدا شبيه ديگر انواع است ، سبحانه و تعالى . . ( 3 ) . از نكتهاى كه مرحوم مجلسى به آن هشدار داد ، اين معنا فهميده مىشود كه « معناى وحدت الهى قابل قبول ايناست كه خدا هم يكى است ، يعنى كه اصلًا دومى وجود ندارد . كه شريك او باشد ، يا جزء او شود . فقط او به طور حقيقى يكى است . دوم اينكه او هيچگونه جزء ندارد كه به هر معنا كه باشد ( ص 207 ) . . ( 4 ) . نكتهاى است در رابطه با ترجمه جمله از كتاب شيعه در اسلام مؤلف كه چندان مربوط به بحث حاضر نيست . .