السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
60
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
دسترسى به او را نتوانند . صفاتش حدّ محدودى ندارد . هيچ توصيفى براى او موجود نيست ، هيچ زمانى ثابت و هيچ دورهاى مبسوط برايش متصور نيست . او با قدرتش سرچشمه مخلوقات است « 1 » و با رحمتش بادها را آزاد مىسازد ، « 2 » و با سنگها لرزش زمينش را مىبندد . « 3 » اولين گام در دين ، معرفت اوست و كمال معرفت او در تصديق اوست ، كمال تصديقش ايمان به يگانگىاش مىباشد . كمال ايمان به يگانگىاش خلوص نسبت به اوست . « 4 » و كمال خلوص نسبت به او نفى صفات از اوست ، چون شهادت بر وجود صفت دليل بر وجود موصوف است و شهادت بر وجود موصوف دليل بر وجود صفت . پس هر كس كه خداى بلند مرتبه را توصيف كند شريكى به او مىدهد . هر كس كه به او شريكى بدهد اظهار داشته كه او دوتاست . هر كس اظهار به دوتا بودن خدا كند او را قسمت كرده است . هر كس او را قِسمت كند به او جاهل است ( هر كس به او جاهل باشد به او اشاره كرده است ) . « 5 » هر كس به او اشاره كند او را محدود كرده است . هر كس او را محدود كند او را شمرده است . هر كس بگويد ، در چه چيزى او هست ، دور او حصار كشيده است . هر كس بگويد او بر روى چيزى است ، او را ( از چيزهاى معيّن ) مستثنى كرده است . او وجود است نه نتيجه يك حادث . او موجود است نه اينكه از عدم آمده باشد . او با همه چيز هست ، نه اينكه همراه آنها باشد و او متفاوت از همه چيز است نه اينكه از آنها دور باشد . او فعال است ، نه در حالت حركت داشتن و با ابزار . او وجود داشت زمانى كه هيچ موجودى نبود تا به واسطه او ديده شود . او تنها بود زمانى كه هيچ كس نبود تا با ديگرى مَحرم و صميمى شود ، يا كسى را از دست
--> ( 1 ) . اسراء ، آيه 51 : « فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ » . . ( 2 ) . روم ، آيه 46 : « وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ » . . ( 3 ) . نحل ، آيه 15 : « وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ » ؛ انبياء ، آيه 31 و لقمان ، آيه 10 . . ( 4 ) . مربوط به نكته 18 . . ( 5 ) . اين جمله در بحار الانوار موجود نيست اما در نهجالبلاغه ديده مىشود و به نظر مىرسد كه از متن بوده باشد . .