السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

29

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

مفهوم امام در انديشه تشيع است . « 1 » « مفهوم تخصصى كلمه امام در تشيع متفاوت است از آنچه در اصطلاح عمومى زبان عربى مورد استفاده مىباشد ، چون امام به معناى رهبر است . امام در نظريه سياسى تسنن به معناى خليفه است ، اما به طور تخصصى در مذهب تشيع ، امام به كسى گفته مىشود كه در خود نور محمدى داشته باشد كه از فاطمه ( دختر رسول خدا ) و على بن ابىطالب ، ( اولين امام ) به ديگر امامان مىرسد و به امام مهدى عليه السلام « 2 » كه از نظرها غايب است و روزى ظهور خواهد كرد ، ختم مىشود . » به دليل وجود چنين نورى ، امام به عنوان معصوم ( بى گناه ) شناخته مىشود و داراى اطلاعات كاملى از دستورهاى باطنى ، مانند امور ظاهرى است . ائمه مانند زنجيره‌اى از نورند كه از « خورشيد نبوت » كه اصل آن‌هاست ، ساطع مىشوند ، و هرگز از خورشيد جدا نمىشوند . هر چه كه آن‌ها مىگويند از گنجينه خطاناپذير حكمت اشراقى نشئت گرفته است و از آن‌جا كه آن‌ها ادامه حقيقت درونى پيامبر مؤيد هستند سخنانشان به او بر مىگردد . به همين دليل گفتار آن‌ها در مذهب تشيع ادامه حديث نبوى شمرده مىشود ؛ چنان‌كه نور وجود آن‌ها همان تداوم نور نبوى مىباشد . در منظر تشيع جدايى موقت ائمه از رسول گرامى اسلام ، بر رابطه ذاتى و درونيشان با آن حضرت يا بر تداوم نور ، نبوت ، اصلًا تأثير ندارد ، كما اين‌كه نور منبع علم پيامبر است همان‌طور منشأ دانش امامان و به صورت اشراقى است . اين مفهوم متافيزيكى امتداد انقطاع نيافته الهامى است كه در طول دو قرن پس از وجود پيامبر ادامه يافته است و همان دليل يكى بودن سخنانى است كه ريشه آن‌ها به دو قرن پيش - پس از پيامبر - مىرسد و با احاديثى كه از پيامبر اسلام رسيده از يك منبع مىباشد . هم‌چنين اين مطلب باعث تفاوت مفهوم حديث در دو قلمرو : تشيع و تسنن است . در

--> ( 1 ) . به كتاب شيعه در اسلام نوشته علامه طباطبائى ، ليدن - آلبانى 1975 م . ص 173 مراجعه شود . . ( 2 ) . تا آن‌جا كه ادامه سلسله مربوط به درك اسماعيليه است متفاوت است ، چون براى اسماعيلىها ، سلسله ائمه تا امروز قطع نشده و ادامه دارد . .