السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

24

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

دانشجويان خارجى را به حيرت انداخته بود و از معنويت تشيع و گستره فلسفه اسلامى سخن مىگفت . دكتر نصر كه خود عارفى ناشناخته است ، رابطه مذهب و تمدن ، مذهب و هنر ، مذهب و علم را به طور دقيق و ظريف بيان مىكرد و از انحطاط و سقوط تمدن غربى و خلأ فرهنگى مغرب‌زمين حرف مىزد . و با انبوهى از كتاب‌هاى علمى خود ، خلأ موجود در غرب را پر مىساخت . و به جرئت مىتوان گفت ، استاد دكتر سيد حسين نصر ، به حق از چهره‌هاى بارز علمى تشيع است كه اسلام شيعى را مطابق بادرك و فهم و ذهنيت غربيان كه با آن آشناست ، در دنيا تبليغ مىنمايد . . . . اما انگار اين توفيق مرا همراهى نمىكرد كه تحصيلات را به پايان رسانم و رسالت خود را در آمريكا تكميل نمايم . سال 1360 بود كه جنگ سرنوشت‌ساز و دفاع مقدس شروع شده بود و روابط ايران و آمريكا به جهت تصرف سفارت آمريكا توسط دانشجويان مسلمان به تيرگى كشيده و سرانجام قطع شد . بدين ترتيب شرايط عوض شده بود و ايران رنگ انقلابى داشت و دانشجويان معروف به پيرو خطّ امام ، سفارت را تصرف كرده بودند كه دولت موقت مهندس بازرگان ساقط شد و رابطه ايران و آمريكا هم به دستور كارتر ، قطع گرديد . در اين راستا ، اولين نتايج آن ، دامن ما را گرفت كه با لغو ويزاى دانشجويى ، به جهت پشتيبانى از انقلاب اسلامى ، مجبور شديم كه به كشور برگرديم . هنگام خداحافظى كه با دكتر نصر ملاقات كردم ، بسيار متأسف بود كه تحصيلات ما ، ناتمام مانده و اصرار داشت تحصيلات را ادامه دهيم ؟ و مىگفت : شما ، تنها دو طلبه‌اى هستيد كه از ايران در سطح عالى در دانشگاه شركت داريد . و اين فرصت هرگز تكرار نمىشود ! . گرچه اين خيرخواهى او به جا بود ، اما من مجبور بودم به ايران برگردم . موقع خداحافظى دكتر گفت كه يك نسخه از كتاب A Shiah Anltology را خدمت علامه