السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

13

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

شده جز تفصيل همان‌ها نيست . لُبّ مطلب عرفان « معراج » است و بازگشت به اصل ؛ يعنى انسان بايد سِير و عروج كند تا به حق و اصل شود . بدون عرفان ، دين هم نيست . عرفان همان باطن دين است . بيشتر مردم از اين نكته غافل هستند . در چيزهاى ديگر هم همين طور است . مثلًا در جامعهء آمريكا بيشتر مردم از جمهوريت و دموكراسى چه مىدانند ؟ فقط چيزهايى كه رسانه‌ها به آنان مىگويند . آيا همهء مردم از اصول دموكراسى آگاهى دارند ؟ در جامعهء آمريكا معدودى هستند كه صاحب‌نظرند . حكم دين هم غير از اين نيست . يكى از محاسنى كه دين دارد اين است كه براى همه آمده و عموميت دارد و هر كسى به اندازهء فهم خود مىتواند از آن مدد بگيرد . مولانا هم مسلمان است و دربارهء مثنوى اش گفته اين اصولِ اصولِ اصولِ دين است . عرفان ؛ يعنى اين . توجه كنيد كه مىگويد اصول دين است ؛ يعنى بطن دين است ؛ عمق دادن به دين است . در تمام اديان چيزى مشابه اين است . اگر به بزرگان اديان نگاه كنيد ، مىبينيد در درجه اول ، عارف بوده‌اند . « 1 » چيتك در همين راستا ، علاوه بر ترجمه صحيفه سجاديه ، ادعيه ديگرى نيز مانندِ دعاى عرفه ، دعاى صباح ، دعاى كميل ، دعاى مشلول و چند ادعيه ديگر ، از ائمهء اطهار عليهم السلام ترجمه و منتشر ساخته كه مىتوان آن‌ها را آثار معنوى تأثيرگذار و ماندگار در دنياى غرب دانست . علاوه بر اين‌ها ، چيتك بخشى از اشعار عرفانى امام خمينى رحمه الله را هم با همكارى : پى كلوسسن ، در سال 1989 م ، ترجمه و در آمريكا منتشر ساخت . ترجمه رساله محمد در آيينه اسلام علامه طباطبائى و بخشى از كتاب‌ها و مقالات دكتر سيد حسين نصر ، از ديگر كارهاى فرهنگى چيتك است . مجموعه كتاب‌ها و رساله‌هاى تأليفى و ترجمه‌اى او كه اغلب در زمينه مسائل فلسفى - عرفانى است بالغ بر 25 جلد مىباشد . مقالات تحقيقى وى نيز در همين

--> ( 1 ) . بويى از سرّ صحف ، گفت‌وگويى با ويليام چيتك ، ترجمه : محمدعلى اياذى ، زندگىنامه ويليام چيتك ، ص 116 . .