السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
11
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
شايد انتخاب درستى كردهام كه به سراغ چنين موضوع غريبى رفتهام و به قول آنه مارى شيمل به سراغ « مرغ بسم اللَّه » آمدهام . در يافتن حقيقت ، نه خانواده ، نه دوستان و جامعه ، هيچ كدام مرا هدايت نكردند . در ارتباط با عرفان و مطالعات عرفانى بود كه دريافتم بايد از واقعيات مرسوم كمى فاصله بگيرم . لذا تصميم گرفتم بعد از فارغ التحصيلى به ايران بروم . در بيروت كسانى بودند كه به من اطمينان مىدادند ، در سفر به ايران مىتوانم در مورد عرفان و فلسفه اسلامى مطالعه كنم . در حقيقت اين يك تصميم شخصى بود و بعداً فهميدم كه تصميم من درست بوده است و از اين راه ، مسير خود را هم پيدا كردهام . . . » « 1 » چيتك ، در مورد علاقه خود به عرفان و فلسفه اسلامى در جاى ديگر چنين مىگويد : « علاقه من به عرفان زمانى زنده شد كه در بيروت بودم و نخستين كتاب مفيد درباره انديشههاى ابن عربى را خواندم . اين كتاب نوشته دكتر نصر بود ، به نام سه حكيم مسلمان و از ابن سينا ، سهروردى و ابن عربى سخن مىگفت . در زمينه فلسفه هم نه بسيار آموخته بودم و نه علاقه بسيار داشتم . وقتى از بيروت به آمريكا بازگشتم ، در آخرين سال تحصيلات دانشگاهى ، بيشترين تلاش خود را صرف خواندن ترجمه انگليسى نيكلسون و شرح او بر مثنوى كردم و مقاله مفصّلى نوشتم به نام " The Sufi Doctrine of Rumi " ( مشرب صوفيانه مولانا ) . اساس اين مقاله را از آغاز تا پايان ، ترجمههاى نيكلسون و آربرى تشكيل مىداد . . . در ايران كه بودم ، يكى دو بار پيش آمد كه در انجمن فلسفه ، انديشههاى ملاصدرا را بياموزم . يك سال ، جواد مصلح ، متنى از ملاصدرا را تدريس كرد و يك بار هم دكتر زرياب خويى . اما فلسفه هرگز توجه من را به صورتى واقعى به خود جلب نكرد و من را به سوى خود نكشيد .
--> ( 1 ) . در جستوجوى معنويت ، حكمت و معرفت ، سال دوم ، شماره 8 ، مورخ آبان 1387 ص 7 . .