السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
23
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
مىگوييم : موجودات به يك لحاظ به دو قسم تقسيم مىشوند ، زيرا هر معنايى را كه ادراك مىكنيم يا چنين است كه مطابقى در خارج دارد و فىنفسه موجود است - خواه ادراككنندهاى باشد يا نباشد - مانند جواهر خارجيه از قبيل جماد و نبات و حيوان و امثال آنها ، يا اينكه چنين نيست و معناى دريافت شده جز بر حسب تعقل و اعتبار ما ، مطابق و مابازايى در خارج ندارد ، همچون مالكيت ، زيرا در مورد مالكيت ، ما غير از وجود مملوك كه مثلا زمين باشد و وجود مالك كه مثلا شخص انسان باشد چيز ديگرى كه مالكيت ناميده شود در خارج نمىيابيم ، بلكه مالكيت معنايى است كه قائم به تعقل است و اگر تعقل و اعتبار در بين نباشد نه ملكى در كار است و نه مالك و مملوكى ، بلكه تنها انسانى هست و زمينى . قسم اول از ادراكات ، حقيقت ناميده مىشود و قسم دوم ، اعتبار . و ما در كتاب خويش به نام « اعتبارات » برهان اقامه كردهايم كه هر اعتبارى قائم به حقيقتى است كه تحت آن است . سپس ، اگر ما تمامى معانى و اعتبارات مربوط به انسان و پيوندهايى را كه بين خود اين معانى و اعتبارات برقرار است - مثل