السيد الطباطبائي

98

مجموعه رسائل ( فارسى )

صحيحى است كه از پيامبر روايت شده كه فرمودند : « قدريّه مجوس اين امتند » بنابراين جبريون ، مفوضه را به سبب آن كه آنان منكر قدرند و روى آن حرف دارند ، قدريه خواندند و مفوضه نيز جبريون را به علت اثبات قدر ، قدريه نام گذاشتند . و آنچه از احاديث ائمه اهل بيت عليهم السلام به دست مىآيد ، آن است كه آن بزرگواران هر دو گروه منحرف : جبرىها و تفويضىها را قدريه خوانده و حديث نبوى را شامل حال هر دو دانسته‌اند ، چون جبرىها همگى خير و شر و اطاعت و معصيت را به غير انسان نسبت مىدهند ، همانند مجوس كه فاعل خير و شر را انسان نمىدانند و كلام امام در حديث مورد بحث بر اين اساس است . و مفوضه هم مثل مجوس قائل به دو مبدأ و دو خالق اند : اول : انسان كه خالق افعال خويش است و دوم : خداى سبحان كه خالق و آفريدگار غير افعال انسان مىباشد هم چنان كه مجوس معتقد به خداى خير و خداى شراند و سخن امام در احاديث ديگر مبنى بر نفى جبر و قدر بر اين پايه استوار است . 5 . جبر و تفويض نه ، استطاعت آرى حديث دوم : ابونصر گويد ؛ به ابوالحسن رضا عليه السلام عرض كردم : برخى از اصحاب ما جبرى مذهب اند و برخى هم قائل به استطاعت مىباشند . امام رضا : آنچه مىگويم بنويس ، بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، على بن الحسين گفت : خداوند - عزوجل - فرمود : اى فرزند آدم ، با مشيت و خواست من تو صاحب مشيت شده‌اى و با نيرو و قدرت من فرائض و تكاليف مرا به جا مىآورى و با نعمت من به نافرمانى و معصيت من توان پيدا كردى . منم كه تو را شنوا و بينا قرار داده‌ام ، پس هر سرنوشت خوبى كه پيدا كنى از سوى خداست و به هر بدى كه گرفتار شوى از ناحيه خودت است و لذا من به اعمال نيكوى تو شايسته ترم و تو به كردارهاى بد خودت سزاوارتر هستى ، زيرا من در مقابل عملكردم « مسئول نيستم ولى مردم