السيد الطباطبائي
94
مجموعه رسائل ( فارسى )
البته خداى تبارك و تعالى مردم را مكلف ساخته و بر ايشان قدرت و اختيار داده است و آنان را از معاصى برحذر داشته و در برابر عبادت كم ، پاداش فراوان داده است . هرگز خداوند به جهت مغلوب بودن ، معصيت و نافرمانى نشده و با تفويض و سلب اختيار از خود كسى را مالك نساخته است ، خداوند آسمان و زمين را باطل نيافريده ، بعثت انبيا بشارت دهنده و انذاركننده را كارى عبث و لغو قرار نداده است . اين پندار واهى كافران است ، پس واى بر كافران و بدا به حال آنان در عذاب آتش . . . . طباطبائى : مسئله قضا و قدر از قديمىترين بحثها و كهنترين افكار در تاريخ اسلام است ، زيرا مسلمانان از نخستين روز پخش نور اسلام و گسترش دعوت اسلامى و از اولين درگيرى ايدئولوژيكى با پيروان صاحب نظر اديان و ملل به اين مسئله پرداختهاند و چون تعلق قضا حتمى به رويدادهاى جهان كه از آن جمله است افعال اختيارى انسان ، بر حسب نظر و فكر ساده لوحان كم اطلاع موجب مىشود كه اراده و اختيار انسان از تأثير كارآيى بيفتد و او در اعمال و افعالش مجبور باشد ، لذا بحث پردازان در آن روزگار كه معمولًا افراد كممايه بودهاند و از علم و دانش و درايت و بينش بهره كافى نداشتهاند به دو گروه تقسيم گشتند : گروه نخست ، مجبره يا جبريون هستند ؛ اينان اراده حتمى خدايى را همانگونه كه متعلق به پديدههاى جهان مىدانند به اعمال و افعال انسان نيز متعلق مىدانند و آن « قدر » است . جبريون گويند : انسان در كارهايى كه انجام مىدهد مجبور و بىاختيار است و به عبارت ديگر ، اينان اعمال و افعال انسان را مخلوق و كار خداوند مىدانند ، همانند ساير پديدهها و اسباب تكوينى كه آفريدهء اويند . گروه دوم ، مفوضه هستند ؛ اينان اختيارى بودن افعال و كارهاى انسان را اثبات ، ولى تعلق اراده الهى را به افعال انسان نفى كردهاند و چنين نتيجه گرفتهاند كه افعال انسان مخلوق و آفريده خود اوست . آنگاه هر يك از اين دو گروه بر مبناى اعتقادى خود مسائلى را نتيجه گرفته و بر حجم بحثها افزودهاند و سرانجام اقوال و آرايى به