السيد الطباطبائي

91

مجموعه رسائل ( فارسى )

تلاش و عمل نوع انسانى در ادوار مختلف زندگيش بر همين پايه استوار است ، چون انسان با تربيت نيكو به سعادت و خوشبختى نزديك و با غير تربيت نيكو به شقاوت و بدبختى سوق داده مىشود ( البته با توجه به معانى شقاوت و سعادت كه تصور مىشود ) . اين مطلب نيز جاى ترديد نيست كه سعادت و شقاوت انسان در گرو كارها و عمل‌هايى است كه او خود را در انجام و ترك آن‌ها توانا و مختار مىبيند ( كارهاى اختيارى ) پس نسبت اين كارها به انسان نسبت امكانى است ( يعنى ممكن است او انجام بدهد و يا ندهد ) و همچنين است نسبت سعادت و شقاوت ( كه آن‌ها نتيجه اجتماع و انباشتن صفات و خصلت‌هاى نفسانى است كه از همان اعمال و كارهاى اختيارى حاصل مىشود ) به انسان همان نسبت امكانى مىباشد . و از ديگر سو ، انسان خود يكى از اجزاء علت وجودى فعل و عملى است كه آن فعل و عمل از او سر مىزند ، مثلًا عمل خوردن را در نظر مىگيريم : اراده انسان به خوردن ، يكى از اجزاء علت تحقق اين عمل ، يعنى خوردن است و اگر همراه ارادهء انسان ، چيزى هم براى خوردن وجود داشته باشد و آن چيز كاملًا قابل اكل باشد و بقيه شرايط خوردن موجود و موانع هم بدون استثنا مفقود باشند در اين هنگام وقوع عمل خوردن و صدور آن از انسان ضرورى ، قطعى و واجب خواهد بود ( يعنى ممكن نيست عمل واقع نشود و رخ ندهد ) پس از شناخت اين مقدمه ، براى خواننده روشن خواهد شد كه سعادت و شقاوت كه به واسطه اعمال اختيارى انسان نصيب او مىشود ، وقتى به خود او نسبت داده شود چنين نسبتى امكانى و اختيارى است ، اما اگر به مجموع علت تامه كه انسان هم يكى از اجزاى آن علت تامه است ، منسوب شود ؛ نسبتى ضرورى و حتمى خواهد بود و معلوم است كه قضا ، عبارت است از علم خداى تعالى و حكم او در مورد اشيا از جهت علل تامه‌شان و از اين نظر بايد گفت :