السيد الطباطبائي

49

مجموعه رسائل ( فارسى )

مجلسى بيانى بر اين حديث دارد و در پايان فرموده : امام رضا عليه السلام در اين حديث به نكته‌اى دقيق اشاره فرموده و آن ، اين كه اشاعره در اين عقيده با ما موافقند كه خداوند در نيروى عقلانى نمىگنجد و محقق دوانى چنين چيزى را به آن‌ها نسبت داده و اشعار داشته كه آنان در اين رأى اتفاق نظر دارند ، مع ذلك اشاعره تمثل خداوند را به صورت جسمانى جايز دانسته‌اند و اين بسيار شگفت‌آور و نامعقول است كه بگويم قوه عقلانى ، خدا را درك نمىكند ، ولى قوه جسمانى او را در برمىگيرد . لذا امام رضا عليه السلام فرمود : هر چه ، علم به ذات خداوند را از راه سمع نفى مىكند ، رؤيت را نيز نفى مىكند ، چون كلام در رؤيت عرضى از اعراض نيست ، بلكه موضوع بحث ، رؤيت ذات اوست و آن علم به كنه وجود خداوند متعال است . استاد علامه در تعليقه خود اين استظهار مجلسى را نپسنديده و آن را خارج از موضوع بحث حديث دانسته و فرموده : ملازمه‌اى ميان اين امر نيست چون ، چشم فقط روشنايىها و رنگ‌ها را حس مىكند ، اما جوهر و ذات اجسام كه موضوع اين عرض‌ها است نه به چشم درمىآيند و نه ديگر حواس و تنها راه وصول به وجود آن‌ها فكر و برهان است و روايت به اين جنبه ، تعرضى ندارد . « 1 » حديث اول از باب يكم از ابواب صفات ، در نفى صفات زائد بر ذات است . علامه مجلسى در بيان خود مىنويسد : بيشتر اخبار دلالت دارند بر نفى زيادت صفات ، يعنى بر نفى صفات موجود زائد بر ذات خداوند متعال و اما اين‌كه صفات خداوند ، عين ذات اوست بدين معنا كه آن صفات بر ذات صدق مىكنند و برابرند و يا اين كه ذات قائم مقام صفات مىشود ، همان صفاتى كه در غير خدا هم يافت مىشوند و يا اين كه آن صفات امورى اعتبارى مىباشند كه در خارج ذات ، وجود ندارند ، ولى بر ذات او

--> ( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 38 . .