السيد الطباطبائي

45

مجموعه رسائل ( فارسى )

آخرين مورد تعليقه ، فراز پايانى حديث توحيد مفضل است ، مجلسى مىنويسد : برخى از فقرات حديث اشاره به تجرد نفس دارند و خداوند و حجت‌هاى او - صلوات اللّه عليهم اجمعين - ( حقيقت را بهتر ) مىدانند . استاد در تعليقه مىافزايند : بلكه حديث ، اشاره به وجود مجردهايى غير از نفس مجرد دارد ، چنان‌كه فرمود : « و كذلك الأمور الروحانية اللطيفه » و از همين تعبير استفاده مىشود كه توصيف چيزى به روحانى و لطيف در اخبار ، مشعر بر تجرد آن است . « 1 » مواردى از حديث هليله كه آن را در مفضل بن عمر جعفى روايت كرده است . از جمله در زمينه علم نجوم است و مرحوم مجلسى در بيان اين فراز مىنويسد : نبايد تصور شود كه امام صادق عليه السلام براى ستارگان تأثير قائل است ، بلكه طرح اين مطلب از باب الزام مخالف است براساس عقائد او . استاد علامه مىنويسند : در اين‌جا دو نكته است اول : نفى تأثير مستقل نجوم و ستارگان كه آن حرفى درست مىباشد و دوم : تأثير كلى و به معناى وجود رابطه سبب و مسببى بين اين پديده‌هاست و آن مطلبى است كه از آغاز ، بيان امام عليه السلام در حديث ، بر آن استوار مىباشد ( و آن را نفى نمىكند ) . « 2 » حديث چهارم از باب ششم ، در معناى « واحد » است ، مجلسى در معناى آن چند احتمال مىدهد : سوم : واژه واحد در اصطلاح شريعت به اين معناست كه زبان‌ها جملگى در وحدانيت او اتفاق دارند . استاد مىنويسد : دو معناى نخست اگر مورد دقت قرار بگيرند ، يكى مىباشند و آن اين‌كه همه خردها بر حسب فطرت ، آن را درك مىكنند ، و شهرت و عرف در اين مورد ، تأثير ندارند و اما معناى سوم ، به طور قطع نادرست است و حديث را بر آن

--> ( 1 ) . همان ، ص 151 . . ( 2 ) . همان ، ص 180 . .