السيد الطباطبائي
35
مجموعه رسائل ( فارسى )
استاد علامه طباطبائى مىنويسد : حكمت بر وزن فعلة نوعى از محكم كارى يا نوعى كار محكم را گويند كه هرگز در آن خلل ، ضعف و سستى وجود نداشته باشد و غالباً در مورد معلومات و دانستنىهاى عقلانى حق و راست به كار مىرود كه ابداً بطلان و كذب به آنها را ندارد . « 1 » نويسنده لبنانى ، مغنيه گويا همه تفاسير را ديده و به صورت جمعبندى سخنان آنان دربارهء واژه حكمت چنين مىنويسد : « حكمت به معانى : مصلحت ، موعظه ، علم ، فهم نبوت ، فقه ، فلسفه ، جميع علوم دينى ، طاعت خدا آمده است . حكمت به هر معنا باشد در مفهوم آن ، درستكارى و محكمكارى منظور است . و به نهادن هر چيز در جاىگاه متناسب خود از نظر كلام و عمل ، حكمت گفته مىشود . و حكيم كسى است كه كار محكم و درست انجام مىدهد و عمل براساس خرد و واقعيت مىكند ، نه بر حسب ميل و علاقه شخصى . و كار را به موقع انجام مىدهد ، نه زودتر و نه ديرتر و نه خارج از حدود و قيود آن . بنابراين حكمت ، به انبيا ، اوليا و حتى فلاسفه و دانشمندان اختصاص ندارد ؛ هر كس كار درست و محكم انجام دهد ، او حكيم است ، اعم از كشاورز ، تكنيسين و صنعت كار ، بازرگان ، كارمند ، واعظ ، اديب ، سخنور ، زمامدار ، ارتشى و يا جز آنها پس شرط در مفهوم حكمت و حكيم آن است كه عمل و كار ، هدف و غرض مطلوب عقلى ، شرعى ، دينى و دنيوى را تأمين كند و ترديدى نيست كه هر كه را حكمت راهبر باشد در هر دو دنيا سعيد و خوشبخت خواهد بود كه امام صادق عليه السلام فرمود : ما انعم اللّه على عبد نعمة اعظم و ارفع و اجزل و ابهى من الحكمة ؛ « 2 » خداوند به هيچ بندهاى نعمتى بزرگتر و بلندتر و باعظمتتر و درخشانتر از حكمت ، احسان نكرده است .
--> ( 1 ) . سيد محمد حسين طباطبائى ، الميزان ، ج 2 ، ص 418 . . ( 2 ) . محمد جواد مغنيه ، التفسير الكاشف ، ج 1 ، ص 419 . .