السيد الطباطبائي

28

مجموعه رسائل ( فارسى )

دعوت ، تبليغ و مناظره را فقط بر پايه حكمت ، پند و اندرز و جدال احسن مجاز دانسته و بس : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » ؛ « 1 » بخوان به راه پروردگارت با حكمت و پند نيكو و جدال كن با ايشان به شيوه‌اى زيباتر . و اساساً توصيه اخلاقى همين است كه هر گاه انسانى عقيده و نظر خود را حق بداند ، بايد از جنجال آفرينى و قيل و قال بپرهيزد : أوْرَعُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْمِراء وَ ان كَان مُحِقَّاً ؛ « 2 » پارساترين مردم كسى است كه مراء و جدال را هر چند كه بر حق باشد ترك كند . نكته سوم اين كه : منشأ اختلاف بينش‌ها و ديدگاه‌ها در مسائل علمى و نظرى كه احياناً به اختلاف سليقه تعبير مىشود ، چيست ؟ آيا منشأ اين تفاوت ، جز ميزان استعدادهاى ذاتى ، و عوامل گوناگون تربيتى ، محيطى ، اجتماعى و فرهنگى است ، كه اصولًا در شكل‌گيرى كيان شخصيتى هر فرد ، تأثير مستقيم و غير مستقيم دارند ؟ ! چنان‌كه در قرون معاصر به رأى العين مىبينيم كه بينش دو تحصيل كرده : يكى در حوزه‌هاى علمى اسلامى و ديگرى در دانشگاه‌هاى غرب ، كاملًا متفاوت است ، و منشأ آن را لااقل در علوم مقدماتى و زمينه‌هاى ذهنى و محيطى بايد جست‌وجو كرد . و حتى در حوزه‌هاى علمى اسلامى هم گاهى دو عالم كه يكى در چهارچوب تخصص محض به تحقيق و پژوهش پرداخته با فرد ديگرى كه احياناً ذوفنون بوده و

--> ( 1 ) . نحل ، آيه 125 . . ( 2 ) . محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 2 ، ص 127 . .