السيد الطباطبائي

253

مجموعه رسائل ( فارسى )

پرسش و پاسخ در اين جا ، ممكن است گفته شود كه اولًا : قرآن كريم از الفاظ و كلمات رايج در ميان مردم تشكيل يافته است ، و اين الفاظ را انسان‌ها در طول زمان و بر حسب نياز خود ساخته‌اند ، پس چگونه امكان دارد الفاظى كه توسط بشر ساخته و پرداخته شده به سطحى برسد كه جامعهء بشريت از آوردن نظير آن‌ها ناتوان ماند ؟ مگر از نظر فلسفى ، هميشه فاعل از فعل خود قوىتر نيست ؟ و منشأ اثر بر خود اثر احاطه ندارد ؟ ثانياً : اگر در ميان اقسام عبارات و جملات ، نوعى تركيب يافت شود كه فوق توانايى بشر و در حد اعجاز باشد ، بايد پذيرفت كه تركيبات كلامى از نظر نقص و كمال درجات متفاوتى دارند ، كه آخرين و عالىترين درجه همان است كه از توان بشر بيرون است . در نتيجه ، لازم مىآيد كه قرآن در هر موردى فقط از يك نوع تركيب استفاده كرده باشد ؛ در صورتى كه براى افادهء يك معنا ، از تركيب‌هاى مختلف استفاده كرده است ! توضيح اين كه : هر معنايى ممكن است در قالب‌هاى مختلفى از الفاظ بيان شود كه برخى ناقص ، برخى كامل و برخى كامل‌تر است ؛ و قالب‌هاى كامل‌تر هم ممكن است غير بليغ ، بليغ و بليغ‌تر باشد . در ميان اين قالب‌ها آنچه از همه كامل‌تر ، رساتر ، شيواتر و بليغ‌تر است ، در سطحى است كه بشر نمىتواند بدان دست يابد ، و آن معجزه است . لازمهء چنين مطلبى ، اين است كه بايد در هر موردى آن تركيب عالىتر را انتخاب كرد ، تا معجزه باشد ؛ در صورتى كه قرآن كريم براى بيان يك مطلب از تركيب‌هاى مختلف استفاده كرده و به ويژه در يادكرد تواريخ و سرگذشت پيشينيان ، مطلب واحدى را در قالب‌هاى مختلف بيان نموده است ؛ آيا همهء اين قالب‌ها و تركيب‌ها معجزه است ؟ ! اين دو شبهه و ديگر شبهات نظير آن‌ها موجب گرديده كه برخى از دانشمندان