السيد الطباطبائي
240
مجموعه رسائل ( فارسى )
« . . . لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ . . . » ؛ « 1 » حتماً به خواست خدا ، در كمال امنيت وارد مسجد الحرام خواهيد شد ، در حالى كه سرهايتان را تراشيدهايد و تقصير « 2 » كردهايد ، و ترس و هراسى از كسى نداريد . 4 . خبر دادن قرآن از پيروزى مسلمانان و آمدن متخلفان : « سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلى مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْكُمْ . . . » ؛ « 3 » كسانى كه از جهاد تخلف كردند ، هنگامى كه براى گرفتن غنايم روانه مىشويد به شما خواهند گفت بگذاريد ما هم به دنبالتان بياييم . « 4 » 5 . خبر دادن قرآن از اين كه دشمنان نخواهند توانست به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آسيب رسانند : « . . . وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . » ؛ « 5 » خداوند تو را از گزند آنان حفاظت خواهد كرد . 6 . خبر دادن قرآن از محفوظ ماندنش از تحريف : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » ؛ « 6 » ما خود ذكر [ قرآن ] را بر تو فرو فرستاديم و خود آن را حفظ خواهيم كرد .
--> ( 1 ) . فتح ، آيه 27 . . ( 2 ) . تقصير : « كوتاهى كردن باشد ، و در فقه آن باشد كه كسى در اعمال حج كار خلاف كند ؛ مثل آنكه ناخن خود را در احرام بگيرد ، كه بايد كفّاره بدهد ، و آن عمل را تقصير گويند . » فرهنگ علوم ، ص 187 . . ( 3 ) . فتح ، آيه 15 . . ( 4 ) . صاحب تفسير برهان در شأن نزول اين آيه گويد : « هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از حديبيه به سوى مدينه مراجعت فرمود ، غزوهء خيبر پيش آمد . در اين جنگ ، متخلّفان اجازه خواستند كه همراه پيامبر ، جهت شركت در آن بيرون آيند ، سپس اين آيه نازل گرديد . » نمونهء بينات در شأن نزول آيات ، ص 730 ، و نيز ر . ك : تفسير جامع ، ج 6 ، ص 370 و 371 و تفسير الميزان ، ج 18 ، ص 280 . البته ، منظور متخلفان از شركت جستن در جنگ ، به چنگ آوردن غنايم بوده ؛ چنان كه در آيهء مورد بحث بدان اشاره شده است . . ( 5 ) . مائده ، آيه 67 . . ( 6 ) . حجر ، آيه 9 . .