السيد الطباطبائي
221
مجموعه رسائل ( فارسى )
طرف بزرگشان فرستاده شده است . به همين جهت است كه مشركان از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخواهند كه به آسمان برود ، و از آسمان كتابى بياورد كه آن را بخوانند : « . . . حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ . . . » . « 1 » از مطالبى كه تقديم خوانندگان گرامى شد ، دو مطلب روشن گرديد : يكى اين كه ميان دعوى نبوت و قادر بودن بر آوردن معجزه ملازمهاى هست ؛ يعنى هر كس ادعاى نبوت كند ، مردم حق دارند از او معجزه بخواهند ، و او هم بايد بر آوردن آن قادر باشد ، زيرا معجزه دليل صدق ادعاى شخص مدعى است ، و در اين دلالت فرقى ميان عوام و خواص نيست . ديگر اين كه آنچه انبيا به نام وحى از جهان غيب مىگيرند ، از سنخ ادراكات ما نيست ، و هيچ ربطى به نبوغ و فكر صائب ندارد . اين مطلب به روشنى از قرآن كريم استفاده مىشود ، و هر كس منصف بوده و كمترين آگاهىاى از قرآن كريم داشته باشد ، به طور حتم آن را مىپذيرد ، و دربارهء آن ترديدى به خود راه نمىدهد . متأسفانه برخى از نويسندگان معاصر ما ، از اين حقيقت دست برداشته و راه انحراف در پيش گرفتهاند . آنان سعى مىكنند كه « وحى » و ديگر معارف ارزندهء اسلام را بر اساس علوم طبيعى پى ريزى كنند ؛ علومى كه بر اساس « اصالت ماده » استوار است ، و همه چيز را مادى ، متحول ، و در مسير تكامل مىداند . اين نويسندگان معتقدند كه همهء ادراكات انسانى ، حاصل ترشحات نيروى دماغى انسان و طبعاً مادى است ؛ و نيز معتقدند كه همهء كمالات وجودى انسان ، نتيجهء تكامل مادى فردى و يا اجتماعى است . آنان از اين سخنان پوچ و بىاساس ، نتيجه مىگيرند كه نبوت نيز نوعى نبوغ فكرى و صفاى ذهنى است كه به واسطهء آن ، شخص نابغهاى - موسوم به پيامبر - موجبات
--> ( 1 ) . اسراء ، آيه 93 . .