السيد الطباطبائي
197
مجموعه رسائل ( فارسى )
است ، كه خداى تعالى فيض خود را از آن مجرا افاضه مىكند ، چنانكه قرآن كريم مىفرمايد : « . . . وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً » ؛ « 1 » هركس كه تقوا را پيشهء خود سازد ، خداوند راه نجاتى براى او قرار دهد و از جايى كه گمان نبرد به او روزى عطا فرمايد ؛ و هر كس كه به خدا توكل كند ، خدا او را كفايت نمايد ؛ همانا خدا امر خود را به انجام رساند ، و همو براى هر چيز اندازهاى مقرر داشته است . بخش اول آيه كه مطلق و بدون قيد است ، دلالت دارد براين كه هر كس تقوا گزيند و بر خدا توكل كند ، خداوند او را كفايت فرمايد ؛ اگرچه اسباب عادى - از نظر ما - بر خلاف آن حكم كند . اين مطلب از ديدگاه قرآن قطعى است و مطلق بودن آيات ديگر نيز بدان قطعيت مىبخشد ، مانند آيات ذيل : 1 . « چون بندگان من سراغ مرا از تو گيرند ، بدانند كه من به آنان نزديك خواهم بود ، و هنگامى كه دعا كنندهاى مرا بخواند ، دعايش را اجابت خواهم كرد . » « 2 » 2 . « . . . مرا بخوانيد ، تا شما را اجابت كنم . . . . » « 3 » 3 . « آيا خداوند بندهء خود را كفايت نمىكند ؟ ! . . . . » « 4 » اطلاق اين سه آيه ، صدر آيهء مورد بحث را قطعى و مسلّم مىسازد ، و نيز ذيل همان آيه ، صدر خود را تعليل مىكند ، آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ » . اين جمله به
--> ( 1 ) . طلاق ، آيات 2 - 3 . . ( 2 ) . بقره ، آيهء 186 . . ( 3 ) . مؤمن ، آيهء 60 . . ( 4 ) . زمر ، آيهء 36 . .