السيد الطباطبائي

179

مجموعه رسائل ( فارسى )

و ترتيب آنان وارد مىشود ، يك‌سان نيست و از اين جاست كه هادى و راهنما لازم دارند و در موقع لزوم براى آنان پيغمبر مبعوث مىشود . بنابر آنچه مذكور شد ، فرضى كه راجع به تعميم و توسعه كلمه « العالمين » در آيه 33 سوره آل‌عمران نموده‌اند و نتيجه‌اى كه از آن راجع به عدم برگزيدگى آدم از ميان بشر هم عصر خود گرفته‌اند ، درست نيست و اين كه منطوق آيه مزبور را با آيه 107 سوره انبياء « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » يكى دانسته‌اند ، مستدل نمىباشد ، زيرا در اين جا منظور كه اختصاص به يك فرد دارد با مقصود آيه 33 كه مربوط به چند نفر در ازمنهء متوالى است ، فرق دارد . مضافاً به آن كه موضوع آيه 107 سورهء انبياء رحمتى است كه با رسالت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله نصيب جهانيان شد و با برقرارى كتاب و سنت او ، در هر زمان آن رحمت برقرار است . اين مفهوم با منظور « اصطفاء » كه به معناى تصفيه و عصاره‌گيرى و برگزيدگى است و عام بودن مفهوم آن از زمان برگزيدگى تجاوز نمىكند ، تفاوت دارد . 12 . علامه توضيحات متقابل راجع به آيه 11 از سوره اعراف : « وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ . . . » . در صفحه 274 از جلد 16 تفسير مورد بحث اظهار نظرى در پنج سطر ( از سطر 2 تا 6 ) راجع به آيه 11 از سوره شريفه « اعراف » نموده و در نتيجه آنچه درباره اين آيه در شش صفحه از كتاب خلقت انسان بحث شده بود رد كرده‌اند . تنها دليلى نيز كه در اين ادعا ذكر نموده‌اند اين است كه حرف « ثم » مذكور در اين آيه ، دلالت بر ترتيب و تراخين دارد ، حراف مزبور مثل « و » در ترتيب كلام استعمال شده است و توضيح بيشتر راجع به اين ايراد را هم مراجعه به جزء 8 تفسير الميزان درباره آيهء 11 سوره اعراف داده‌اند . در جلد 15 از ترجمه فارسى تفسير جزء 8 ، كه در اختيار بود در صفحه 27 آن ، نقل قولى از « اخفش » نموده‌اند كه به عقيده او حرف « ثم » در آيه مزبور به معناى حرف « و »