السيد الطباطبائي

168

مجموعه رسائل ( فارسى )

ننموده‌اند و اگر مطالعه و دقت لازم صورت مىگرفت ، چنين تشخيص و قضاوتى را در مورد آن كتاب نمىنمودند . چنان كه در مقدمه كتاب خلقت انسان متذكر شده‌ايم ، داروين يكى از معتقدان نظريه تدريجى صفات طبيعى انواع موجودات زنده و بنابراين بستگى و پيوستگى نسلى ، در انواع مزبور بوده است . در اين نظريه داروين فرد اول نيست ، پيش از او از طرف علماى ديگر و مخصوصاً از طرف دانشمندان قديم اسلام ، اين نظريه اظهار شده بود و معتقدانى راجع به اين نظريه وجود داشته و از كجا معلوم كه داروين اساس نظريه « ترانسفرميسم » را از آنان كسب نكرده و آن را با تجربه تلفيق ننموده باشد ؟ داروين در تغيير تدريجى صفات انواع و اشتقاق گونه‌هاى موجودات زنده ، اصل انتخاب طبيعى به وسيله قانون تنازع بقا را مؤثر دانسته است و او موجودات زنده را از نظر پيوستگى نزديكى ، كه به تصور او ، با هم داشته‌اند ، تقسيم‌بندى كرده و در يادداشت‌هاى جديدترش ، انسان و ميمون‌ها را از يك ريشه نسلى ذكر نموده است . تقسيم‌بندى طبيعى موجودات كه داروين از نظر اتصال نسلى آن‌ها كرده است ، امروزه قطعيت علمى ندارد و علتى را هم كه او در تغيير تدريجى انواع مؤثر مىدانسته كاملًا مورد تأييد و اتفاق نمىباشد . چنان كه در مقدمه كتاب خلقت انسان هم متذكر شده‌ايم ما اتكايى به نظريه داروين نداشته و راجع به « بستگى نسلى » انسان به نوعى ديگر از حيوانات و يا تأثير عللى كه او در تغيير تدريجى انواع ذكر نموده سخنى به ميان نياورده‌ايم . آنچه در كتاب مزبور مورد بحث و اثبات است پيوستگى و اتصالى است كه در كليه مخلوقات الهى وجود دارد و خلقت انسان هم از اين اصل و قاعده خارج نمىباشد . خلقت تدريجى موجودات و پيوستگى و تكامل آن‌ها يكى از اصول مسلّمه نظام