السيد الطباطبائي

161

مجموعه رسائل ( فارسى )

2 . در همان صفحه ( 269 ) چنين فرموده‌اند : « . . . مسئله چگونگى خلقت اوليه انسان از ضروريات دين نيست . . . . » ظاهراً و در نظر اول ، همين‌طور است كه فرموده‌اند و اصطلاحاً اطلاع بر چگونگى ابتداى خلقت انسان از ضروريات دين نمىباشد ، اما وقتى راجع به خلقت انسان تعبيراتى از قرآن بشود كه با هيچ يك از موازين علمى ولو ساده‌ترين و قطعىترين شكل آن منطبق نباشد ، با توجه به آن كه قرآن بزرگ‌ترين مروج علم و فكر علمى است و باز با توجه به آن كه دشمنان دين و معاندان اسلام كوشش‌ها دارند كه خرج دين و بنابراين قرآن را از علم جدا ساخته و حتى دين را مانع پيشرفت علم معرفى كنند و موجب عقب ماندگى و انحطاط فكرى جلوه دهند و باعث مىشوند كه جوانان تحصيل كرده و بىخبر هم فريب اين اغواها را خورده ، به معنويات پشت پا زده و راه بىدينى پيش گيرند ، اگر ما هم به بحث و تحقيق علمى راجع به خلقت انسان اهميتى نداده و همان عقايد اساطيرى و اسرائيليات را در تفسير آيات مربوط قرآن مؤثر قرار دهيم ، آيا حربه‌اى به دست دشمنان دين نداده و به منظور ناپاك آنان كمك ننموده‌ايم ؟ و آيا با چنين تعبيرات ، دانشمندان و دانشجويانى را كه با علوم تجربى سروكار دارند و به نظم آثار طبيعى و استقرار و استمرار قواعد عليت و پيوستگى و تكامل تدريجى در عالم مخلوقات پيوسته برخورد داشته و از اين اصول در اكتشافات جديد علمى استفاده‌ها مىكنند ، اقلًا نسبت به قرآن كه چراغ راه علم و فضيلت است ، بىاعتنا نمىسازيم ؟ ضمناً بىمناسبت نيست كه در همين جا متذكر شويم ، مطالبى را كه در كتاب خلقت انسان راجع به آفرينش انسان و آدم مورد بحث و اظهار نظر قرار داده‌ايم ، مطلقاً به استناد نتايج علمى روز نيست و هرگز نخواسته‌ايم بيان اعلاى قرآن را در تأييد اطلاعات علمى متغير روز قرار دهيم ، بلكه همان‌طور كه در مقدمهء