السيد الطباطبائي

150

مجموعه رسائل ( فارسى )

و لازمه اين حرف اين است كه در زمان آدم نيز افرادى چون آدم بوده‌اند و خدا از بين آنان آدم را انتخاب مىكند ، و مجهز به عقل مىسازد ، و آن افراد غير از بشر اولى چيزى نمىتواند باشد ، بلكه بشر نخستين بوده‌اند كه مجهز به جهاز عقل نبوده‌اند و خدا آدم را از بين آنان برگزيد ، و مجهز به عقل كرد و در نتيجه آدم با جهش خدايى از يك نوع جنبنده ، به نوعى ديگر منتقل شد و از مرتبه انسان اولى وحشى و بىعقل ، به مرتبه انسان مجهز به عقل كامل منتقل گرديد و آن‌گاه نسل او زياد شده ، و نسل انسان اولى ناقص رو به نقصان نهاد ، تا منقرض گشت . ولى از اين نكته غفلت كرده‌اند كه كلمه « عالمين » كه « الف و لام » دارد ، افاده عموم مىكند ، يعنى بر عالم‌ها كه بر تمام بشر تا روز قيامت صادق است ، پس آدم و نوح و آل عمران و آل ابراهيم بر تمامى معاصران خود و آيندگان از بشر « اصطفاء » يافته و برگزيده شدند ، همان‌طور كه عالمين در آيه « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » افاده عموم مىكند ، با اين حال چه مانعى دارد كه بگوييم آدم نيز مانند ساير نامبردگان برترى بر همه بشر دارد ، چيزى كه هست ساير نامبردگان بر معاصران خود و آيندگان برگزيده شدند ، ولى آدم بر آيندگان برگزيده شده است . و بر فرض هم كه بگوييد اصطفاء ، بايد حتماً از بين معاصرين باشد ، مىگوييم چه مانعى دارد كه آدم وقتى به مقام اصطفاء رسيده باشد كه فرزندانى داشته و از بين آنان برگزيده شده است ، چون در اين دلالتى بر اين نيست كه از اول خلقت و قبل از فرزنددار شدن به اين مقام رسيده باشد . علاوه بر اين اگر اصطفاء آدم ، و برگزيده شدنش از بين انسان‌هاى نخستين باشد - كه استدلال كننده هم همين را مىگويد - اين اصطفاء براى آدم فضيلتى نمىشود ، چون مستدل مىگويد آدم به خاطر عقل‌دار بودنش اصطفاء شد و داشتن عقل اختصاص به آدم نداشت ، فرزندان او نيز عقل داشتند ، پس تمامى بنى آدم نسبت به انسان‌هاى اولى اصطفاء دارند ، و اين كه در آيه اصطفاء را تنها به آدم نسبت داده ، تخصيص بدون « مخصص » است .