السيد الطباطبائي
146
مجموعه رسائل ( فارسى )
سابق و ظواهر بسيارى از آيات قرآنى ديگر ، نمىسازد ، از قبيل آيه : « الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً » . چون اگر مراد از نفس واحد - يك تن - آدم نوعى باشد ، ديگر محلى براى فرض همسر براى او باقى نمىماند و از قبيل اين آيه است ، آياتى كه مىرساند خداوند او و همسرش را در بهشت جاى داد ، و آن دو با خوردن از ميوه درخت - ممنوع - خدا را نافرمانى كردند . و به هر حال ، بايد ببينيم منشأ اين كه گفتهاند مراد آدم نوعى است ، چيست ؟ اصل اين حرف ناشى از اعتقاد به قديم بودن زمين ، و انواع اصلى ، از دو طرف گذشته و آينده غير متناهى خواهند بود ، يعنى از ازل انسانها بودهاند و تا ابد نيز خواهند بود و البته اصول علمى اين ادعا و تصور را به طور قطع باطل مىداند . و اما اين كه بعضى گفتهاند : نسل حاضر بشر به چند تن انسان منتهى مىشود ، كه هر يك داراى رنگ مخصوصى بودهاند ، يكى سرخ پوست ، ديگرى زرد پوست ، سومى سفيد پوست ، چهارمى سياه پوست و چهار نژاد فعلى بشر به چهار زن و شوهر مرتبط مىشود ، و يا آن كه بعضى از اين نژادهاى قديمى و بعضى ديگر بعدها پيدا شدهاند ، مانند نژاد سرخ و زرد ، كه در آمريكا و استراليا پديد آمدهاند . . . . اين سخن نيز باطل است ، براى اين كه تمامى آيات قرآنى كه به آغاز خلقت بشر مىپردازد ، نسل بشر حاضر را وابسته به يك زن و شوهر مىداند ، حال خواه مراد از آدم را ، آدم شخصى بگيريم و يا آدم نوعى و طبيعت آدم و اما چهار زن و شوهر فرضيهاى است كه به هيچ وجه آيات قرآنى با آن نمىسازد . علاوه بر اين ، چهار جفت بودن كه مبدأ پيدايش چهار نژاد بشر باشد ، مبنى بر اين است كه چهار نژاد سفيد و سياه و سرخ و زرد ، با هم « تباين » داشته باشند و چهار نوع جداگانه باشند ، تا مثلا نژاد سياه منتهى به منشائى شود غير منشأ و مبدأ پيدايش نژاد سفيد و همچنين آن دو نژاد ديگر . و يا قارههاى زمين از ازل از يكديگر جدا بوده