السيد الطباطبائي
137
مجموعه رسائل ( فارسى )
« إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ * فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ » . به طورى كه ملاحظه مىكنيد آياتى كه نقل شد شهادت مىدهند بر اينكه سنت الهى در بقاى نسل بشر اين بوده كه از راه توليد نطفه اين بقا را تضمين كند و ليكن اين خلقت با نطفه بعد از آن بود كه دو نفر از اين نوع را از گل بيافريد ، و او آدم و پس از او همسرش بود كه از خاك خلق شدند پس در ظهور آيات نامبرده بر اينكه نسل بشر به آدم و همسرش منتهى مىشوند جاى هيچ شك و ترديدى نيست ، هر چند كه مىتوان ( در صورت اضطرار ) اين ظهور را نپذيرفت . و چه بسا گفته شود كه : مراد از آدم كه در آيات مربوط به خلقت بشر ، ذكر شده ، آدم نوعى است نه يك فرد معينى از بشر ، گويى كه مطلق انسان از اين جهت كه خلقتش منتهى به مواد زمين است و از اين جهت كه به امر توليد مثل پرداخته ، آدم ناميده شده و چه بسا كه اين احتمال خود را به ظاهر آيه زير مستند بكنند ، كه مىفرمايد : « وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ » . چون اين آيه از اين اشاره خالى نيست كه فرشتگان مأمور شدهاند براى كسى سجده كنند كه خداى تعالى با خلقت او و تصويرش آماده سجدهاش كرده است و آيه شريفه فرموده او شخص معين نبوده بلكه جميع افراد بشر بوده است چون فرموده : شما را خلق كرديم و سپس صورتگرى نموديم . . . و همچنين در آيه ديگر فرموده : « قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ . . . * قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ . . . * قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » . نخست سخن از خلقت يك فرد دارد ، مىفرمايد : اى ابليس ، چه چيز تو را بازداشت از اينكه سجده كنى براى كسى كه من او را به دست خود خلق كردم ؟ . . . ابليس مىگويد : من از او شريفترم ، چرا كه مرا از آتش و او