السيد الطباطبائي

124

مجموعه رسائل ( فارسى )

غارت برده بودند و در خزينه‌هاى ملوك بابل نگه‌دارى مىشد به ايشان برگردانيد ، و همين خود مؤيد ديگرى است براى اين احتمال كه « كوروش » همان « ذىالقرنين » باشد ، براى اين كه به طورى كه اخبار شهادت مىدهد ، پرسش كنندگان از رسول خدا صلى الله عليه و آله از داستان ذىالقرنين ، يهود بودند . علاوه بر اين ، مورخان قديم يونان مانند « هرودت » و ديگران نيز جز به مروت و فتوت و سخاوت و كرم و گذشت و قلت حرص و داشتن رحمت و رأفت ، او را نستوده‌اند و او را به بهترين وجهى ثنا و ستايش كرده‌اند . و اما اين كه چرا كوروش را ذىالقرنين گفته‌اند ، هرچند تواريخ از دليلى كه جواب‌گوى اين سؤال باشد خالى است ، لكن مجسمه سنگى كه اخيراً در « مشهد مرغاب » در جنوب ايران از او كشف شده ، جاى هيچ ترديدى نمىگذارد كه همو ذوالقرنين بوده ، و وجه تسميه‌اش اين است كه در اين مجسمه‌ها « دو شاخ » ديده مىشود كه هر دو در وسط سر او درآمده ، يكى از آن دو به طرف جلو و يكى ديگر به طرف عقب خم شده ، و اين با گفتار مورخان قديمى كه در وجه تسميه او به اين اسم گفته‌اند تاج و يا كلاهخودى داشته كه داراى دو شاخ بوده ، درست تطبيق مىكند . در كتاب دانيا هم خوابى كه وى براى كوروش نقل كرده ، او را به صورت قوچى كه دو شاخ داشته ، ديده است . در آن كتاب ( باب هشتم 1 - 9 ) ، چنين آمده : در سال سوم از سلطنت « بلشصر » براى من رؤيايى دست داد كه گويا من در « شوشَن » هستم . چشم خود را به طرف بالا گشودم ، ناگهان قوچى ديدم كه دو شاخ دارد و در كنار نهر ايستاده و دو شاخش بلند است ؛ اما يكى از ديگرى بلندتر است كه در عقب قرار دارد . قوچ را ديدم به طرف مغرب و شمال و جنوب حمله مىكند ، و هيچ حيوانى در برابرش مقاومت نمىآورد و نمىتواند از او فرار كند و او هرچه دلش مىخواهد ، مىكند و بزرگ مىشود . در اين بين كه من مشغول فكر بودم ، ديدم بز نرى از طرف مغرب