السيد الطباطبائي
121
مجموعه رسائل ( فارسى )
شبه جزيره و صحراهاى آسياى وسطى رسيد ، و از آنجا به تركستان و ديوار چين برخورد و در آنجا قومى را يافت كه خدا ميانه آنان و آفتاب ساترى قرار نداده بود . سپس به طرف شمال متمايل و منحرف گشت ، تا به مدارالسرطان رسيد و شايد همان جا باشد كه در سر زبانها افتاد كه وى به ظلمات راه يافته است . اهل اين ديار از وى درخواست كردند براىشان سدى بسازد . حال اگر محل اين سد همان محل ديوار چين باشد ، كه فاصله ميانه چين و مغول است ، ناگزير بايد بگوييم قسمتى از آن ديوار بوده كه خراب شده و وى آن را ساخته است ؛ اما اصل ديوار چين نمىتواند باشد ، چون اصل آن را بعضى از شاهان چين قبل از اين تاريخ ساختهاند ، و در جاى ديگرى بوده كه ديگر اشكالى باقى نمىماند . . . . اشكالى كه به گفته وى باقى مىماند ، اين است كه ديوار چين نمىتواند سد ذىالقرنين باشد ؛ براى اين كه ذىالقرنين به اعتراف خود او قرنها پيش از اسكندر بوده ، و ديوار چين بعد از اسكندر ساخته شده ، و اما سدهاى ديگرى كه غير از ديوار بزرگ چين در آن نواحى هست ، هيچ يك از آهن و مس ساخته نشده و همه با سنگ است . كوروش بعضى ديگر گفتهاند : ذوالقرنين همان كوروش يكى از شاهان هخامنشى است كه در سالهاى 539 - 560 ق . م مىزيست و همو بود كه امپراتورى ايرانى را تأسيس و ميانه دو مملكت پارس و ماد را جمع نمود ، بابل را مسخر كرد ، و به يهود اجازه مراجعت از بابل به اورشليم را صادر كرد ، و در بناى هيكل كمكها كرد و مصر را به تسخير خود درآورد ، آنگاه به سوى يونان حركت نمود و بر مردم آنجا مسلط شد ، سپس به طرف مغرب رهسپار گرديد و آنگاه رو به سوى مشرق نهاد و تا اقصى نقطه مشرق پيش رفت .