السيد الطباطبائي
119
مجموعه رسائل ( فارسى )
سيره خود ، و يكى ابوريحان بيرونى است در آثار الباقيه و يكى نشوان بن سعيد حميرى است در شمس العلوم و غير ايشان . آنگاه در اسم او اختلاف كردهاند . البته در عدهاى از اشعار حميرىها و بعضى از شعراى جاهليت نامى از ذىالقرنين به عنوان يكى از مفاخر برده شده است . مقريزى در كتاب الخطط خود مىگويد : تحقيق علماى اخبار به اينجا منتهى شده كه ذىالقرنين كه قرآن كريم نامش را برده ، مردى عرب بود كه در اشعار عرب نامش بسيار آمده است و اسم اصليش صعب بن ذى مرائد فرزند حارث است . و او پادشاهى از ملوك حمير است كه همه از عرب عاريه بودند ، يعنى عرب قبل از اسماعيل ؛ چه اسماعيل و فرزندان او عرب مستعر به اندو ذوالقرنين « تَبَعى » بوده صاحب تاج ، و چون به سلطنت رسيد ، نخست جبارى پيشه كرد و سرانجام براى خدا تواضع كرد و با « خضر » رفيق شد ، و كسى كه خيال كرده ذوالقرنين همان اسكندر پسر فيليپ است ، اشتباه كرده ؛ براى اين كه كلمه « ذو » عربى است و ذوالقرنين از لقبهاى عرب براى پادشاهان يمن است ، و اسكندر لفظى است رومى و يونانى . طبرى گفته : خضر در ايام فريدون بوده ، ولى بعضى گفتهاند در ايام موسى بن عمران ، و بعضى ديگر گفتهاند در مقدمه لشكر ذىالقرنين بزرگ كه در زمان ابراهيم خليل عليه السلام بوده قرار داشته است ، و اين خضر در سفرهايش با ذىالقرنين به چشمه حيات برخورده و از آن نوشيده است . . . . از كعب الاحبار پرسيدند : ذىالقرنين كه بود ؟ گفت : وى از قبيله و نژاد حمير بوده و نامش صعب بن ذى مرائد بود . . . . و همدانى در كتاب انساب گفته : ابن ابا الصعب ذوالقرنين اول است ، و هموست مساح و بنا كه در فن مساحت و بنايى استاد بود . . . . و اين كلامى است جامع ، و از آن استفاده مىشود كه اولًا : لقب « ذوالقرنين » مختص به شخص مورد بحث نبود ، بلكه پادشاهانى چند از ملوك حمير به اين نام ملقب بودند و ثانياً : ذىالقرنين اول آن كسى بود كه سد يأجوج و مأجوج را چند قرن قبل از