السيد الطباطبائي

115

مجموعه رسائل ( فارسى )

و نيز در مكاشفه يوحنا ، باب بيستم مىگويد : « فرشته‌اى ديدم كه از آسمان نازل مىشود . . . و اژدها ، يعنى مار قديم را كه همان ابليس و شيطان باشد ، گرفتار كرده . و او را هزار سال زنجير مىكند . . . وقتى هزار سال تمام شد ، شيطان آزاد گشته بيرون مىشود ، تا امت‌هايى را كه در چهار زاويه جهان‌اند ، يعنى جوج و ماجوج را گمراه كند و ايشان را جهت جنگ فراهم آورد . » از اين قسمت كه نقل شد ، استفاده مىشود كه « ماجوج » و يا « جوج و ماجوج » امتى و يا امت‌هايى عظيم بودند ، و در قسمت‌هاى بالاى شمال آسيا از معموره آن روز زمين مىزيستند ، و مردمانى جنگجو و معروف به جنگ و غارت بودند . اين‌جاست كه ذهن آدمى حدس قريبى مىزند ، و آن اين‌كه ذوالقرنين يكى از ملوك بزرگ باشد كه راه را بر اين امت‌هاى مفسد در زمين سد كرده است ، و حتماً بايد سدى كه او زده ، فاصل ميانه دو منطقه شمالى و جنوبى آسيا باشد ، مانند ديوار چين و يا سد باب الابواب و يا سد داريال و يا غير آن‌ها . تاريخ امم آن روز جهان هم اتفاق دارد در اين كه ناحيه شمال شرقى از آسيا كه ناحيه صرب‌ها و بلندىهاى شمال چين باشد ، موطن و محل زندگى امتى بسيار بزرگ و وحشى بوده ؛ امتى كه پيوسته رو به زيادى نهاده ، جمعيتشان فشرده‌تر مىشد ، و اين امت همواره بر امت‌هاى مجاور خود ، مانند چين حمله مىبردند ، و چه بسا كه در اين كوه‌ها به شمال اروپا نيز رخنه كردند . بعضى از ايشان طوايفى بودند كه در همان سرزمين‌هايى كه غارت كردند ، سكونت نموده متوطن شدند ، كه اغلب سكنه اروپاى شمالى از آن‌هايند ، و در آن‌جا تمدنى به وجود آوردند و به زراعت و صنعت پرداختند و بعضى ديگر برگشته ، به همان غارتگرى خود ادامه دادند . بعضى از مورخان گفته‌اند كه يأجوج و مأجوج امت‌هايى هستند كه در قسمت شمالى آسيا از تبت و چين گرفته تا اقيانوس منجمد شمالى و از ناحيه غرب تا بلاد تركستان زندگى مىكنند .