السيد الطباطبائي

102

مجموعه رسائل ( فارسى )

مىگويند . پس انسان با فرض وجود همه عوامل و شرايط انجام عمل خوردن مىتواند اراده كند و بخورد يا اراده نكند و نخورد . 2 . در نسبت عمل خوردن به انسان فرض مىكنيم كه بقيه اجزاى علت همگى وجود ندارند ، مثلًا عمل خوردن را به انسان نسبت مىدهيم در موردى كه اصلًا غذايى وجود ندارد . يا تماس با زن را به او نسبت مىدهيم در جايى كه اصلًا زنى نيست . چنين نسبتى اگرچه نسبتى امكانى است و استعداد عمل وجود دارد ليكن اين گونه استعداد ، استعدادى ناقص است و در لسان احاديث ائمه اهل بيت استطاعت خوانده نمىشود . پس انسان در موردى كه اصلًا غذا نيست استطاعت و توانايى خوردن را ندارد و نمىتواند بخورد و يا در جايى كه اصلًا زن نيست مرد نمىتواند با او تماس برقرار كند و استطاعت چنين عملى را ندارد . و اين كه امام عليه السلام در اين حديث مىفرمايند : استطاعت همراه فعل و عمل است ، منظورشان استعداد كامل است كه جدا از فعل و عمل نيست و ميان اين گونه استعداد و انجام عمل و يا ترك آن ، جز اراده و خواست انسان ، فاصله و واسطه‌اى ديگر نيست . پس مقصود امام ، مطلق امكان و استعداد نيست و اين مطلب ربطى به آن سخن اشاعره ندارد كه گويند : « قدرت بر فعل همراه آن پديدار مىشود نه پيش از آن » چون آن سخنى است باطل و بى معنآ چنان كه در جاى خود مورد بحث قرار گرفته است . با دقت در آنچه كه گفتيم معناى بقيه روايات اين فصل هم روشن مىشود و خداوند هادى و راهنماست . 6 . هدايت انسان‌ها از خداست شيخ كلينى در كتاب اصول كافى فصلى گشوده تحت عنوان اين كه هدايت بشر كار خداوند - عزوجل - است . و چهار حديث در اين رابطه آورده كه حضرت استاد در