السيد الطباطبائي

100

مجموعه رسائل ( فارسى )

اما انسان ، اگر او كار نيكى انجام دهد در اثر نعمتى است كه از سوى خدا به او داده شده و اگر گناهى انجام بدهد و كار بدى كند با سوء استفاده از آن نعمت الهى است . پس انسان مسئول است و بايد در برابر نعمتى كه خدا به وى داده حساب پس بدهد كه آن را چگونه به كار بسته و با آن چه كرده است ؟ آن گاه خداوند حجت را تمام كرد و صحنه آزمايش را براى بشر بياراست به اين صورت كه هر چه را انسان بخواهد و اراده كند برايش فراهم كرده و مرتب ساخته است تا معلوم شود كه مسير و سرنوشت انسان با انتخاب و اختيار خود او به كجا مىانجامد و چگونه مىشود ؟ اين روايت معناى دقيق‌تر ديگرى هم دارد كه اين‌جا ، محل بحث آن نيست . به كتب مربوط مراجعه شود . استطاعت و توانايى در اصول كافى چهار حديث تحت عنوان : « استطاعت يعنى توانايى » ذكر شده كه استاد شادروان در ذيل حديث نخست تعليقه‌اى دارند كه بعد از قرائت حديث به ترجمه و معرفى آن تعليقه مىپردازيم : حديث : على بن اسباط مىگويد : از ابوالحسن رضا عليه السلام راجع به استطاعت پرسش كردم . امام در پاسخ فرمود : انسان پس از داشتن چهار خصلت و خصوصيت داراى استطاعت و قدرت است : 1 . آزادى ؛ 2 . تندرستى ؛ 3 . كامل بودن اعضاى بدن ؛ 4 . امرى از ناحيه خدا به او برسد . على بن اسباط : قربانت گردم ، راجع به اين جمله اخير توضيح بيشترى بفرماييد . امام رضا عليه السلام : مثلًا انسانى مىخواهد و اراده مىكند زنا كند ليكن زنى وجود ندارد . بعد در برابر او زنى پيدا مىشود ، پس انسان يا خود را نگاه مىدارد و مرتكب زنا نمىشود چنان كه يوسف پيامبر امتناع فرمود يا از اين آزادى و تندرستى و قدرتش استفاده كرده و اراده مىكند پس مرتكب زنا مىشود و