سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

83

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

ابيطالب عليهم السّلام ، از « ابو احمد عسكرى » روايت مىكند كه رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آن حضرت را حسن و كنيه‌اش را ابو محمّد ناميد و اين اسم بىسابقه بود و در جاهليت هم كسى به اين نام ناميده نشده است . سپس گفته است : از « ابن اعرابى » از « مفضّل » نقل است كه خداى تعالى ، اين دو اسم - حسن و حسين - را ذخيره داشت تا اينكه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرزندان خويش - حسن و حسين - را به آن نام بنامد ! مىگويد : گفتم كه اگر اسم مزبور منحصر به آن دو بزرگوار است ، پس چگونه برخى از يمنىها به اين دو نام شناخته شده‌اند ؟ در پاسخ گفت : نام آنها حسن ( به فتح حاء و سكون سين ) و حسين ( به فتح حاء و كسر سين است ) نه حسن ( به فتح حاء و سين ) و حسين ( به ضم حاء و فتح سين ) . مؤلف گويد : « ابن اثير » در [ 2 / 18 ] به سند خود ، از « عمران بن سليمان » روايت كرده است كه گفت : حسن و حسين از نامهاى بهشتيان است و در جاهليت چنين اسمى سابقه نداشته است . [ اسد الغابه ابن اثير 5 / 483 ] در ذيل احوال « سوداه » دختر « مسرح كندى » ، مىنويسد : « عروة بن فيروز » از « سوداه » روايت مىكند كه من در ميان افرادى كه شاهد زايمان حضرت زهرا عليها السّلام بودند حضور داشتم . همزمان پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله تشريف آورد و احوال حضرت زهرا عليها السّلام را جويا شد . گفتم : به درد زايمان مبتلا است . فرمود : باشد هنگامى كه بچه‌اش تولد يافت به كارى نپردازد . پس امام حسن عليه السّلام قدم به جهان نهاد ، او را در پارچه‌اى پيچيدم . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله تشريف آورد . احوال حضرت زهرا عليها السّلام را جويا گرديد . گفتم : فرزند پسرى خدا به او مرحمت فرمود و من نوزاد را در پارچه‌اى زرد رنگ پيچيدم . فرمود : آن فرزند را نزد من بياور . كودك را بحضور مبارك بردم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پارچه زرد رنگ را از اندام او بيرون آورد و آن حضرت را در ميان پارچه سپيد رنگى پوشانيد و آب دهان