سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
66
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
به او اجازهء ورود نداد . « عايشه » ناراحت شد . و به پدرش شكايت كرد و اظهار داشت اين زن « خثعميّه » « 1 » ميان ما و دختر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله حائل و مانع شده است و اجازه نمىدهد در غسل دادن بدن او شركت نمائيم . بعلاوه براى حمل جنازه او وسيلهاى مانند حجله عروسان ترتيب داده است . « ابو بكر » پس از شنيدن سخنان دخترش بلافاصله به در خانه زهرا عليها السّلام آمد و گفت : اى اسماء ! چرا نمىگذارى همسران پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نزد دختر او بروند ؟ چرا چنين وسيلهاى همچو حجله عروسان برايش ساختهاى ؟ « اسماء » در پاسخ گفت : خود زهرا عليها السّلام به من وصيت كرده است كسى بر او وارد نشود و وسيلهاى را كه به آن اعتراض دارى ، پيشنهادى بود از طرف من كه مورد پسند واقع شد و در حال حياتش دستور ساختن آن را داد . « ابو بكر » گفت : پس اگر مسئله از اين قرار است ، هر چه به تو دستور داده است ، اجراء كن . آنگاه بازگشت و على و « اسماء » بدن شريف آن حضرت را غسل دادند . « طبرى » گفته كه اين حديث را « ابو عمرو » نقل كرده و « دولابى » هم مختصرى از آن را نقل به معنى كرده است و گويد : هنگامى كه حضرت زهرا عليها السّلام آن سرير را مشاهده كرد تبسم نمود با آنكه بعد از ارتحال پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كسى لبخند او را نديده بود . « بيهقى » هم در [ سنن 4 / 34 ] آن را روايت نموده است .
--> « 1 » منظورش « اسماء بنت عميس » بوده و خثعم از قحطانيان بوده است و عدنانيان با اين كلمه قصد توهين و سرزنش قحطانيان را داشتند . ( ويراستار )