سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
16
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و صورت آن حضرت مىشست و پاك مىكرد و على بن ابيطالب عليه السّلام براى شستشوى آنها با سپر آب مىآورد و هنگامى كه حضرت زهرا عليها السّلام مشاهده كرد آبى كه به سر آن حضرت مىريزند خون را زياد مىكند قطعهء حصيرى را سوزاند و خاكستر آن را در روى زخم نهاد و آن را بست و خون ، بند آمد . به طريق ديگر از « ابو حازم » روايت مىكند كه « سهل بن سعد » در ضمن پاسخ از زخمهائى كه به بدن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله وارد شده بود ، گفت : به خدا سوگند ! مىدانم چه كسى زخمهاى بدن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را مىشست و چه كسى براى شستن آنها آب مىريخت و با چه چيزى زخم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مداوا شد . سپس حديث را به طريق پيشين ، ادامه داده است . مؤلف گويد : « بخارى » اين حديث را در كتاب « صحيح » خود در كتاب « آغاز آفرينش » در باب « حدّثنا قتيبة » آورده است . [ حلية الاولياء ابو نعيم 2 / 300 ] به سند خود ، از « ابو ثعلبهء خشنى » روايت كرده كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پس از بازگشت از غزوهاى ، وارد مسجد شد و دو ركعت نماز گزارد . آنگاه از مسجد بيرون رفت و پيش از اينكه به نزد همسرانش برود ، به ملاقات حضرت زهرا عليها السّلام شتافت . حضرت فاطمه عليها السّلام به استقبالش آمد و شروع كرد به بوسيدن رخسار و چشمان پدرش ، در حالى كه اشك مىريخت ! رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : چرا گريه مىكنى ؟ عرض كرد : مىبينم كه رنگ از رخسارت دگرگون شده ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى فاطمه ! خداى تعالى پدرت را به امر مهمى مبعوث كرده كه روى زمين خانه و خيمهاى نيست مگر اينكه اگر صاحبان آنها دعوت مرا بپذيرند ، عزّت و خوشبختى در آن وارد خواهد شد و اگر دعوتم را نپذيرند ، ذلَّت و خوارى در خانهشان را خواهد گشود و اين دعوت ( به اسلام و عزّت ) پيش مىرود تا زمانيكه شب پيش مىرود ! مؤلف گويد : « متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 1 / 77 ] آورده و اضافه